تبلیغات
سلام بر آزادی - مطالب ابر چه کنیم؟
سلام بر آزادی
عدالت و مهرورزی
اعتقاد به معاد، سرچشمه همه آزادی‌های واقعی است. او را از اسارت و بندگی هوای نفس می‌رهاند و راه را برای آراستگی به اخلاق جاودانه و آزادی معنوی فراهم می‌كند (اسحاقی، 1384،‌ ص 135).

fb.com/alireza.SheykhBabaei

چیزی به نام صلح ...

چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

وقتی واژه ی صلح را با خود مرور میکنید واژگان دیگری از قبیل ، جنگ ، خشونت و ... نیز برای فهم درستی از واژه ی صلح به ذهن شما متبادر می شود .
اما به واقع چرا اینگونه است چرا صلح باید معلول علتی مانند جنگ باشد ، چرا برای تعریف آن باید به سراغ خشونت برویم ؛ آیا بدون ایجاد خشونت و درگیری چه از نوع لفظی میان دونفر ، چه از نوع جنگ سرد میان شماری از متفقین و متحدین نمیتوان به صلح دست یافت ؟
اما زمانی موضوع جالبتر می شود که قدرتهایی برای برقراری صلح به خشونت موهومی دست میزنند و زمینه را برای برقراری صلح از راه خشونت هموار می سازند ؛ بعنوان مثال میتوان به وقایعی که امروزه ایالات متحده سردمدار آن است اشاره نمود ، مانند حمله اش به عراق با این بهانه که عراق با داشتن سلاح های کشتار جمعی مانع صلح و ثبات جهان است اما نیک همه میدانیم که با این قشون کشی ها نه تنها صلح ی حاصل نشد بلکه انسان های بی گناهی از دنیا رفتند و ویرانی هایی که به واسطه ی جنگ افروزی امریکا (چه در شهر ها و چه در محیط زیست) پدید آمد جبرانشان ملال آور و فوق العاده هزینه بر است .
این قبیل برقراری صلح ! را میتوان در حیطه های مختلف نیز بسط داد ، چه با عملیات فکری پیش برد (جنگ نرم) چه با جنگهای سرد .
آن چه که از گفتار بالا به دست می آید این است که لازمه ی برقراری صلح میتواند دو گزاره ی عمده باشد ؛ آن دو گزاره به قرار ذیل می باشد :

1_امنیت : به نظرم جهان شمول ترین تعریفی که از امنیت میتوان داشت این است که انسان هراسی برای از دست دادن چیزی نداشته باشد ، در همین حال در امنیت و آسایش خاطر به زندگی خود ادامه میدهد .
در ادامه ی این تعریف به این نکته دست پیدا میکنیم که چه چیزی مخل این آرامش درونی انسان است و یا چه عاملی آن را برای نشان دادن واکنش تحریک میکند ، میتوان گفت بسته به انسان این محرکها طیف وسیعی را شامل می شود ، از هیچ بگیر تا همه چیز ! ؛ بعضی ها اگر اعضای بدن شان را هم از آنها بگیری هیچ نمی گویند اما در مقابل اشخاصی هم هستند در آن سوی دنیا با از دست رفتن دومیلیون قطعه ماهی در فشافویه احساس مسئولیت کرده و نسبت به آن هشدار می دهند.
اما اگر بخواهیم نگاه سیاستمدارانه تری نسبت به موضوع امنیت داشته باشیم ، باید بگوییم امنیت برآیندی از اعمال حکمرانان یک کشور است ، بعنوان مثال کشوری که در آن صبح از خواب بیدار شوی و با این تیتر در روزنامه ها مواجه شوی که جزایر کشورت را به کشور دوست و همسایه تقدیم کرده اند اصلاً آرامش نخواهی داشت و زمانی که آرامش نداشته باشی امنیت نداری. یا اینکه تیتر روزنامه از بی ثباتی در قوانین و سیاست های پولی کشورت خبر دهند و یک مرجعی بعنوان مثال بدهی خود را 18هزار میلیارد تومان اعلام کند ، یکی دیگر 28 هزار میلیارد تومان و دیگری از همان جبهه 38هزار میلیارد تومان ! (آن هم در موضوعی واحد و در برهه زمانی واحد) شما یقیناً در این کشور امنیت نخواهید داشت .!

2_ حکومت : بازوی دوم در برقراری صلح ، حکومت است ؛ حکومت ها برای برقراری صلح بین مردمان کشور خودشان از هیچ عملی دریغ نمیکنند ، این حکومتها هستند که قدرت دارند و با در دست داشتن قدرت تمام سیاست های خود را برای به راه آوردن مردم و زیر دستان خودشان(بنابه تعریف خودشان نه بنده) اِعمال می نمایند ؛ برای حکمرانی ، توجه نمایید حکمرانی بر مردم چه در سطح جهانی و چه در سطح یک کشور کوچه باید قدرت خصوصی سازی شود ، و به عبارتی باید در دست اشخاص موجه ی قرار گیرد که مورد تأئید شورای حکمرانی است و هیچ عنصری خارج از دایره ی الیگارشی سرمایه داران قدرتمند نمیتواند حکمرانی کند و اگر به این مقام نائل شود محکوم به تکفیر و نابود شدن است. و در نهایت زمانی امنیت حاصل می شود که این جنس از حکومت با مدیریت مردم تعویض شده و خود مردم با قدرت حکمرانی کنند و هر آنچه که مردم اراده نمایند به وقوع بپیوندد.

به امید صبح روشن

 

نظرات() 

دزدی ...

چهارشنبه 2 بهمن 1392

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، چند رسانه ای، 

این پدیده ، یعنی دزدی را  دست اندازی(به هر وسیله) در دارایی (از هر نوع) دیگران تعریف کرده اند بدون اینکه عامل حقی (از هرجهت) در آن دارایی داشته باشد .
ماهیت این پدیده آنچنان که سخن گفتیم در بالا مشخص شد ، ولی شکل و رویه ی این پدیده هم مثل خیلی چیز های دیگر در قرون و اعصار متمادی دستخوش تغییر شد ، حتی به زعم بنده میتوان بین این پدیده و خواسته ها و تمایلات انسانی رابطه ی مستقیمی قائل شد ؛ بدین گونه که انسان اگر خواسته ی بزرگی داشته باشد اما خود توانایی محقق شدن آن را نداشته باشد و همینطور اگر نخواهد با کسی شراکت پذیرد تا خواسته اش را محقق نماید ، راهی که برایش باقی میماند دزدی است ؛ پیشتر ذکر شد که دزد ، برای تأمین نیاز خویش و عملیاتی کردن خواسته اش از دارایی دیگران بهره میبرد و نه از راه مساعدت دیگران بلکه از طرق مختلفی برای بدست آوردن دارایی دیگران تلاش میکند .
نمیتوان گفت که این پدیده ی شوم همواره با خشونت و تندی همراه است ، بلکه در مواقعی به اشکال مختلف در می آید ، به چشمان آدم زول زده و با لبخندی زیبا آنچنان نقش بازی میکند که باورمان میشود هیچ دسیسه ای در کار نیست ؛ اما واقعیت چیز دیگری است که وقتی ریز میشویم و خوب نگاه میکنیم ، متوجه خواهیم شد که عمری است دارند از ما بصورت مسالمت امیز دزدی میکنند و فقط به ما یک لبخند تحویل میدهند ، وقتی که دقیق تر شویم میبینیم که وزنه ی آنها (در تصمیمات کلان) بیشتر شده و ما با جسم نحیف و قدرت شکننده یمان از پس آنها بر نمی آییم . 
حال حتماً میگویید چه کنیم ؟ پاسخ ساده است ، به تصویر بالا نگاه کنید ، فقط باید بجای گذاشتن قاشق بر دهان آن دزد خوش تیپ یک مشت حواله اش کنیم!.

پ ن : یادداشتی پیرامون 30 دی.
به امید صبح روشن
  

نظرات() 

یک تئوری خطرناک ...

چهارشنبه 11 دی 1392

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

مادامی که جریان مردمی نژاد احمدی نژاد زمام امور را در حوزه ی قوه مجریه به دست گرفت جناح های مختلف تلاش کردند که این جریان را در قالب جناح های -به ظاهر-مقابل خود جای دهند (+،+) تا بتوانند هرگونه که شده و به هر زحمتی که هست این جریان مردمی را در لجنزار جریانات موجود هضم نمایند ، مانند زمانی که این جریان مردمی ما را به فتنه گری متهم ساختند (+،+،+،+،+) یا زمانی که آن وقایع یکشنبه مجلس رخ داد روزنامه شریعتمداری اظهار داشت که این حرکت حساب شده ی فتنه و جریان انحرافی بود ؛ یا آن زمانی که نماینده مجلس دولت دهم را به بی عقلی متهم می سازد و احمدی نژاد را در اندازه کارگزاران میبیند ، یا آن زمان که زیباکلام احمدی نژاد را برآمده از طیف اصولگرایی میداند و یا آن زمانی که زاکانی احمدی نژاد را با بزرگ سرمایه داران یک کاسه میداند و ... که تمام اینها به ما ثابت میکند همه و همه دست به دست هم داده اند تا اسمی از جریان عدالتخواه احمدی نژادی در ایران باقی نماند ، و رتبه عملکرد دولت های نهم و دهم را به اندازه سستی خودشان تنزل دهند.
پ ن 1: برای نه دی صداوسیما مستندی اماده کرده بود (اگه اشتباه نکنم شبکه2) که اظهارات تجمع کنندگان در 9 دی قابل تأمل بود در ادامه به دو نمونه اشاره خواهیم کرد(البته قریب به مضمون):
یک مرد :"تا بحال در هیچ راهپیمایی حضور نداشتم ولی اینبار بخاطر امام حسین(ع) اومدم."
یک خانم:"یکی به احمدی نژاد و یکی به موسوی رأی داده ولی هممون عاشق نظامیم ، عاشق رهبریم."
خب در قبال اظهار نظر اول چه باید گفت ؟ آیا این یک سکیولاریسم نیست که کشور به مدت هشت ماه آبستن وقایع تلخی هست اما حال باید اقدام کرد؟ آیا کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا فقط یک شعار زیباست؟ آیا دیانت ما از سیاست ما جداست؟
در قبال اظهار نظر دوم چه باید گفت؟ آیا رأی دادن به آقای احمدی نژاد یا آقای موسوی هیچ فرقی با هم نمیکند؟ زمانی که امام فرمودند حفظ نظام از اوجب واجبات است چرا این واقعه بزرگ که سبب جمع شدن بساط فتنه شد انقدر طول کشید ؟
پ ن 2: حماسه نه دی در کلام آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی)
پ ن 3: باز هم اتهام پراکنی به دولتی که حتی اختیار امور بین المللی اش را ندارد . نمیدانم بخندم یا گریه کنم؟

به امید صبح روشن

نظرات() 

انسان باید کربلایی باشد ...

دوشنبه 30 اردیبهشت 1392

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

دانشجو باید انقلابی باشد ؛ طلبه باید انقلابی باشد ؛ احاد مردم باید آگاه باشند همه و همه میشود اینکه انسان باید کربلایی باشد .
بله اگر تو عاشورا ، اگر کربلا را درک کرده باشی میتوانی دانشجویی سیاسی لایق، طلبه انقلابی شایسته، و در مجموع جامعه ای روبه سوی تکامل و متعالی داشته باشیم.
این عاشورا و کربلا و امام حسین (ع) و امام مهدی(عج) و بهار چیست که ما از آن دم میزنیم ، این ایثار، این شهادت ، این شهامت، تمام اینها آثار برخورداری از ایمانی قوی و تقوایی بالاست؛ همانی که خداوند متعال وعده اش را در قرآن داده است ؛ و صحنه ی بی بدیل این درجات متعالیه در صحنه زیبای عاشورا تجلی یافت و خداوند الگویی زیبا را به رخ جهان کشید ، و آن بندگی محض خدا و اطاعت بی چون و چرا از ولی امر زمان ،امام حسین (ع) بود.
امام) با سپاهی چند هزار نفری راهی دشت بلا شد اما در نقطه ی پروانگی ، در عرصه آزمون الهی؛کسانی دست رد بر سینه امیر زدند که گفتند ، شرایط محیا نیست ، اگر با تو باشیم موقعیت ثروت و خانواده مان به خطر می افتد ، جایگاه اجتماعی ما متزلزل میشود ، پس بگذار برگردیم و مارا برای شرکت در این نبرد معاف کن !!!(حرف هایی که متأسفانه از زبان بعضیها میشنویم که میگویند بگذار فلانی بیاید بر سر کار و اقتصاد را درست کند ، معیشت را سامان دهد ، موقعیت شغلی ایجاد کند

 ، اما چه اقتصاد درستی ، چه معیشتی؛ اینان همانانی هستند که گندم ری وعده میدهند ، سرو سامان دادن اوضاع به چه قیمتی ؟ به قیمت بازگشت از آرمان های انقلاب ، به قیمت خارج کردن قطاری که وارد ریل شده است ؟ و بیعت دوباره با کانون های ثروت و قدرت ؛ من که این را نمیخواهم ، شما را نمیدانم ؟) 
اما در مقابل کسانی همراه امام شدند که وقتی حتی در صحنه نبرد سر پسرش را به جلوی پای او انداختند باز هم از آن دریغ نکرد و سر فرزندش را در دشت کربلا به سمت دشمنان انداخت
تا از امامش دفاع کند تا از حقیقت دفاع کند ( و برای دشمن چه گران تمام میشود که شیعه واقعی همه چیزش را در راه امام بگذارد)
 حال حکایت ماست که قدر نعمات خدا را نمیدانیم
 ارضی داده است پر بها ، سما ئی داده است پر برکت ، قلوبی داده است آماده برای پرواز اما ؛ ما از مسیر بندگی جدا شده ایم ، از مسیر فرمانبرداری از ولی زمان جدا شده ایم ؛ ثروت ، قدرت و حکمت را در مسیری غیر از مسیر خدا میجوییم و چه بد شرایطی است که خدا بنده اش را به حال خود واگذارد .
ما فرمانبرداران امام خامنه ای (مد ظله العالی) نباید برای تأمین احتیاجات شکم خود کار کنیم ، باید مثل حضرت امیر(ع) کار کنیم و توقعی نداشته باشیم ، مثل شهدا کار کنیم و تملقی به دنیا نداشته باشیم و باید آزادی را در راه جدا کردن خود از قیود نفسانی خویش جست و جو کنیم .
سلام بر نبی اسلام(ص) ، سلام بر امام علی (ع) ، سلام بر بهار ، سلام بر آزادی
[http://www.aparat.com/v/U5VtC]
برای رضای خدا / شهید همت

یک بار با هم این دعا را زمزمه کنیم

اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ

الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَیْکَ

الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّهِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِى الاَْمْرِ

الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً

عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ

یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ

اِکْفِیانى فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ

یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ


الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ

الْعَجَلَ الْعَجَلَ
الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ.

نظرات() 

محبوب جمهور

جمعه 20 اردیبهشت 1392

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی |

«امروز زبان بسته را به سخن می آورم ، دور باد راءی کسی که با من مخالفت کند ، از روزی که حق به من نشان داده شد ، هرگز در آن شک و تردید نکردم ؛ کناره گیری من چنان حضرت موسی (ع) برابر ساحران است که بر خویش بیمناک نبود ، ترس او برای این بود که مبادا جاهلان پیروز شده و دولت گمراهان حاکم گردد ؛ امروز ، ما و شما بر سر دوراهی حق و باطل قرار داریم ، آنکس که به وجود آب اطمینان دارد تشنه نمی ماند »[1]
سالهاست که ما ، جامعه ما درگیر ، درگیر ساختن معارف حقیقی و ناب اسلام و اهل بیت در زندگی اجتماعی خود است ؛ بطوریکه تا حدی از این واجبات و ترک محرمات را انجام میدهیم که منافعمان به خطر نیافتد ، حال من از رهبرم آموخته ام که انقلابی باشم و باید از این رویه ها عبور کرده و چرخ دنده های زندگی را گرد محور آموزه ها و سیره و سنت اسلام و اهل بیت بگردانم و بگردانیم بطوریکه فقط مرگ را برای همسایه نخواهیم .
همچون که از کلام حضرت امیر(ع) بر می آید ما باید زمانی که حق و حقیقت را یافتیم تا پای جان از آن مراقبت کرده و تن دهیم به همه ی بلاها که شیعه البلاء للولاء است و مرگ هم سراغ ما می آید و چه بهتر که مرگ ما از جنس شهادت باشد ، شهادتی در راه خدا ، شهادتی از جنس شهادت امیر(ع) و شهدایی که در دفاع مقدس در حال جهاد و عبادت جان به خدای عالمیان تقدیم کردند .
شهدایی که از هیچ کس جز خدا واهمه ای نداشتند و در راه خدا و برای تحقق حق و ابطال باطل تن به هیچ مسامحه و مصالحه ای نمیدادند .
ترس ما از جنس از دست دادن قدرت نیست ، بلکه ترس ما از جنس ِ ترسی است که مبادا خون شهدا پامال شود ، مبادا خانواده شهدا دل شکسته شوند ، مبادا ارکان انقلاب با آمدن افراد انقلاب مآب سست شود و تن به فرامین خفت بار استکبار دهند .
آری ، مبارزه در راه حقیقت هزینه دارد باید دست بدهی ، سر بدهی و گاهی آبرویت که از شاءن کعبه هم بیشتر است لجن مال میکنند ؛ ای مومن خدا ، چه برسد که به تو انگ دست بردن به بیت المال و برهم زدن اوضاع مردم بزنند. 
چشم دنیا را نمیخواهم ، حال که چشم خدا به ماست و ما باید آگاه تر از همیشه عمل کنیم.
«دشمن ترین آفریده ها در نزد خدا دو نفرند : 
_مردی که خدا او را به حال خود گذاشته ، و از راه راست دور افتاده است ؛ دل او شیفته بدعت است و مردم را گمراه کرده ، به فتنه انگیزی می کشاند و راه رستگاری گذشتگان را گم کرده و طرفداران خود و آیندگان را گمراه ساخته است . بار گناه دیگران را بر دوش کشیده و گرفتار زشتی های خود نیز میباشند.
_و مردی که مجهولاتی به هم بافته ، و در میان انسان های نادان امت، جایگاهی پیدا کرده است ،در تاریکی های فتنه فرو رفته ،و از مشاهده صلح و صفا کور است .آدم  نماها او را عالِم نامیدند که نیست ، چیزی را بسیار جمع آوری میکند که اندک آن به از بسیار است ، تا آنکه از آب گندیده سیراب شود ، و دانش و اطلاعات بیهوده فراهم آورد .
در میان مردم ، با نام قاضی به داوری مینشیند ، و حل مشکلات دیگری را به عهده میگیرد ؛ پس اگر مشکلی پیش آید ، با حرف های پوچ و تو خالی و رأی و نظر دروغین ، آماده رفع آن میشود.
سپس اظهارات پوچ خود را باور میکند ، عنکبوتی را میماند که در شبهات و بافته های تار خود چسبیده ، نمیداند درست حکم کرده یا خطاست ؟ اگر بر صواب باشد میترسد که خطا کرده ، و اگر بر خطاست ، امید دارد که رأی او درست باشد .
نادانی است ، که راه جهالت میپوید؛ کوری است که در تاریکی ، گمشده خود را میجوید ؛ از روی علم و یقین سخن نمیگوید ؛ روایات را بدون آگاهی نقل میکند ؛ چون تند بادی که گیاهان خشک را بر باد دهد ، روایات را زیر و میکند که بی حاصل است .
به خدا سوگند ، نه راه صدور حکم مشکلات را میداند ، و نه برای منصب قضاوت أهلیّت دارد، آنچه را که نپذیرد علم به حساب نمی آورد ، و جز راه و رسم خویش ، مذهبی را حق نمیداند ؛ اگر حکمی را نداند آن را میپوشاند تا نادانی او آشکار نشود ؛ خون بی گناهان از حکم ظالمانه ی او در جوشش و فریاد میراث بر باد رفتگان بلند است . به خدا شکایت میکنم از مردمی که در جهالت زندگی میکنند و با گمراهی میمیرند ، در میان آنها ، کالای خوارتر از قرآن نیست ؛ اگر آن را آنگونه که باید بخوانند ؛ و متاعی سود آورتر و گرانبهاتر از قرآن نیست اگر آن را تحریف کنند ، و در نزد آنان چیزی زشت تر از معروف ، و نیکوتر از منکر نمیباشد»[2]
حضرت امیر (ع) شرایط را به زیبایی ترسیم کرده است ، ولی واقعا چرا این شرایط و ویژگی ها یی که حضرت بیان کردند با همه زمانها ،قرون و اعصار مطابقت دارد ؛ پاسخ این است که این گفتارها رهنمودهایی هستند برای مبارزه ی حق علیه باطل ؛ که تا دنیا ، دنیا است این جبهه ی حق و باطل هم هست ولی آیا ما خود را در این جنگ یافته ایم ؛ که در کدام جبهه و زیر بیرق چه کسی سینه میزنیم ، به زعم من کوچک زیر بیرق هرکه هستیم باید انقلابی باشد ، باید کسی باشد که از بیان حقایق و دفاع از ولایت هیچ واهمه ای نداشته باشد و همه ی ترسش از خدا باشد و دکتر احمدی نژاد که محبوب جمهور است این ویژگی هارا در این 8 سال داشته و بقول شهید دکتر علی شریعتی:«... اگر میخواهی باور کنم که از مایی ، وقتی از محمد (ص) میگویی ، از علی (ع) میگویی ، از ائمه میگویی ، از قرآن میگویی و از هرچه میگویی باید به کربلا گریز بزنی ،برهرچه میکنی و هر چه میگویی باید امضاء کربلا باشد ،تا سندیت داشته باشد و قبول کنم»[3] و تو اینگونه بودی محبوب جمهور مردمی نژاد ، احمدی نژاد و ما تو را قبول کردیم چرا که هر جا قرار گرفتی پای سخنانت امضاء کربلا و منتقم کربلا بود .
خدا قوت حاجی



1.خطبه 4 نهج البلاغه
2.خطبه 17 نهج البلاغه
3.مجموعه آثار شهید شریعتی7(شیعه)

نظرات() 

بشنو از نی چون حکایت میکند ...

یکشنبه 20 اسفند 1391

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی |

حکایت ، حکایت 2سال و 4 سال و 34 سال نیست ، حکایت قرن ها جدال و تفرقه بین عقاید . آراء بین بشریت بوده و هست _حاکم و راوی و مسئول و مختار این حکایت ها هم خود ما هستیم که به چه می اندیشیم و به چه راءی میدهیم _ سخن کوتاه کنم و رای خود را اعلام که رای ما ، رای مکتبی است که نبی اسلام (ص) و ائمه اطهار به مثابه تنه ی تنومند درخت این مکتب میباشند که اگر هستیم و خواهیم ماند انشاا... از این درخت و مکتب تشیع به مدد و دعای ائمه معصومین است و بس.
اما چه کنیم که این درخت تنومند روزگاری پر فتنه و حیله را میگذراند ، هر تازه به دوران رسیده ای خود را از این درخت که پرورده به دست پاکان و معصومان عالم است ، صاحب ارثی میداند و سهم میخواهد اما مادامی که تبر به بالای سر برده برای از بین بردن خرمی این درخت ، نه بر درخت بلکه بر سر خود میزند آن تبر را و دیگر از او در این دنیا حرفی به نیک باقی نمیماند .
این خرمی و مکتب رسید و رسید تا به بهار بهمن 57 ، بهاری که بو و عطر زیبای آن مشام تمام آزادیخواهان را پر کرد و سرمستشان ساخت که ای همراهان مستضعفان بیایید و قدم در راه  حق بگذاریم ؛ اما دیری نپایید که کج فهمان ِدنیاپرست این بهار را در موزه ها مسکن و جایگاه دادند ، اما به خیال خام خود نتوانستند رویاهایشان را محقق سازند و همراه واقعی مستضعفان به یاری خدا و دعای عزیزان خدا و مردم پاک ؛ عدالت و مهرورزی (که شعار انقلا57 بود) در سال 84 دوباره پا گرفت ، آنچنان که مایه خرسندی امام ِامت و امتِ امام شد.
حال از سرنوشت درخت و شجره طیبه مکتب شیعه فصلی رسیده است که فصل برگریزان کجفهمی و دشمنان داخلی نظام است و انشاا... بهار پیش رو بهار تکامل انسانها با ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) باشد که به یاری خداوند ، و با بصیرت و آگاهی مردم و اقدام به موقع امتی که همواره پیرو امام خامنه ای (مدظله العالی)است این امر محقق خواهد شد . انشا الله
زنده باد بهار ، زنده باد بهار ، زنده باد بهار

نظرات() 

حکمت ...

جمعه 1 دی 1391

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

وقتی با مردم روبه رو میشوی آنها را به سه دسته تقسیم کن:
1_دسته اول آنان که سنشان از تو کمتر است ، در مواجهه با این دسته از مردم به خود بگو که او کوچکتر از تو است و از تو کمتر مرتکب گناه شده است.
2_دسته دوم آنان که سنشان از تو بیشتر است ، در مواجهه با این دسته از مردم به خود بگو گه سن آنها از تو بیشتر است و بیشتر از تو عبادت کرده اند .
3_دسته سوم آنان که هم سن تو هستند ، در مواجهه با این دسته به خود بگو که من از گناهان خودم با خبرم ولی از گناهان او بیخبرم.
*آیت الله مجتهدی تهرانی(رحمة الله علیه)*

نظرات() 

تذکر لسانی،وظیفه همگانی

چهارشنبه 1 آذر 1391

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

تذکر لسانی،وظیفه همگانی

مردم با بصیرتند و تشخیص می دهند که ادامه طرح سوال، همان چیزی است که دشمن می خواهد


یادتونه فراکسیون رهروان ولایت بیانیه دادن گفتن که سخن رهبری در مورد کشاندن اختلافات به میان مردم ربطی به سوال از رئیس جمهور نداره!

برادر عزیز من ، خواهر گرامی
بصیرت بصیرت بصیرت

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 2 
  • 1  
  • 2  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علیرضا شیخ‌بابایی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

  • علیرضا شیخ‌بابایی

    (147)

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :