تبلیغات
سلام بر آزادی - مطالب ابر مهندس مشایی
سلام بر آزادی
عدالت و مهرورزی
اعتقاد به معاد، سرچشمه همه آزادی‌های واقعی است. او را از اسارت و بندگی هوای نفس می‌رهاند و راه را برای آراستگی به اخلاق جاودانه و آزادی معنوی فراهم می‌كند (اسحاقی، 1384،‌ ص 135).

fb.com/alireza.SheykhBabaei

ظهور نئواستعمار پیر از آستین قضا...

دوشنبه 5 شهریور 1397

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

سوم شهریور یکهزار و سیصد و نود و هفت برای همیشه در تاریخ این کشور ماندگار شد، کمتر از یک هفته از دسیسه انگلیسی 28مرداد ماه نگذشته بود که دادگاه #مهندس‌مشایی آن‌هم با کیفیتی مثال زدنی برگزار شد.
جماعت بور‌ژوازی از روند کند و رو به اضمحلال ممالک استعمارگر به ستوه آمده بودند که با دخیل کردن خود در معادلات بین‌المللی مانیفست استعمار نو را بنا نهادند که این چرخش تاریخی از کهنه به نو! با برقراری رژیم #طاغوت پهلوی در دوران معاصر همراه شد؛ که در این همراهی سربه‌دارانی که دغدغه استقلال ارضی و رأیی این مرز و بوم را داشتند به تمامی سرکوب شدند، آن‌هم به همت قانون و علم حقوق! قانونی که از اعصار قدیم برای‌مان مطرح می‌کردند، مجموعه دستورالعمل‌هایی بود تا با آن مردمان به زندگی خود بپردازند و با انصاف به امرار معاش بپردازند، اما رفته رفته آن‌هم دستخوش تغییر شد، بعد از تاریخ یونان و با تشکیل پولیس‌ها یا همان دولت/شهرها اجتماع میلی وافر به طبقه‌بندی پیدا کرد و برای هر امری قانونی وضع شد و حقوقی را به جامعه خود تحمیل کرد که نه تنها می‌توان گفت این حقوق برطرف‌کننده نیازهای همان جامعه بشری می‌بود بلکه شاید 180درجه بلعکس به ضرر قاطبه مردم تمام می‌شد؛ هیچ‌کس نمی‌تواند ضمانت دهد که در قوانین وضع شده تمام جوانب پدیده‌ها رعایت و اخلاق در مدار اصلی احکام قرار می‌گیرد.
در سوم شهریور 1397 نه تنها در دادگاه مهندس مشایی بلکه در برخوردی که با دانشجویان و کارگران و فعالین صنفی طی چند ماه گذشته صورت گرفت خود نشان از ظهور و بروز #طاغوت بود، طاغوت نه به دین رسمی یک کشور ربط دارد نه به شعارهای آن که حتی در دینی‌ترین ملک که ادعای الوهیت دارد نیز می‌تواند به راحتی رخ بنماید؛ والذین کفروا اولیاءهم الطاغوت... نوادگان طاغوت از گرد حقیقت وجود فاصله گرفته و به شرکی ناپاک دامان خود را آلوده‌‌اند؛ تمام آن چیزی که در بوق و کرنا علیه مهندس مشایی در 14سال گذشته اظهار کرده، با نمایش مفتضحانه‌ای که خود آن را ترتیب داده بودند نابود شد، دادگاهی که در امنیتی‌ترین حد ممکن برگزار شد و جماعتی که حتی برای حکم از پیش تصمیم گرفته بودند نمایشی تدارک دیدند که از انتشار کامل ویدئو آن بیم‌ناک‌اند و هیچ صورتی و هویتی از شرکت‌کنندگان این بی‌دادگاه علنی منتشر نشد چه بسا همان افراد کسانی بودند که برای آوردن مهندس مشایی به این نمایش مفتضحانه به زور متوسل شدند و مهندس را مورد ضرب و شتم خود قرار دادند، که لعنت خدا بر اولیاء طاغوت باد.
اما به حتم این پرده ظلمانی روزی که آن را نزدیک میدانیم جایش را به نور خواهد داد و دستان گرم و پر مهر عاشقان زمین و ضمیر خشک این روزها را سیراب خواهد کرد...
 

به امید صبح روشن ...
 

نظرات() 

جاء الحق ...

پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

سکوتهایی که در میان نواها جانشانی میشوند آن نوا را بهنوایی دلنشین بدل میسازد؛ حال در نظر بگیرید در جامعهای ، مردم قصد نواختن نوایی نو میکنند این نوا همانند همهی نواها نتهای خود را دارد و میانهی نتها خلل و فرجی جای گرفتهاند که سبب تحکیم نوا و دلنشینتر شدن آن میشود ، اما رفته رفته مردمی که قصد نوایی تازه کرده بودند چیزهایی میشنوند که تناسبی با نوای ابتدایی ندارد ، کم کم از یک جایی به بعد مدام شاهد نواختن نتهایی تکراریاند ، سکوتهای میانهی نوا هم به جای آنکه نوا را دلنشینتر کند ، آن را زمختتر کرده ، بهنحوی که درمییابند این نوا هیچ تناسبی با نوای اولیه ندارند.
اکنون این حال و احوالی است که بر انقلاب 1357 ایران حاکم است انقلابی که بر اساس حق ، برای تحقق حق و برای حکومت حق برپا شد ، کنون دستمایهی سلایق شده است ، از سال 1384 به بعد حاکمیت توازن قدرت را از دست داد و با پدیدهای روبرو شد که توانست قدرت را از مجموع دستگاه حاکمیتی خارج کرده و به دستان مردم برساند، پدیدهای که در هیچ دو تیم به ظاهر مقابل هم تعریف نمیشد و با اتکا به اعتماد مردم جریان سومی بود علیه کسانی که خود را سهامداران انقلاب میدانستند و همواره اداره و مدیریت مملکت را ارثیهی اجدادی خود قلمداد میکردند.
در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 نیز حاکمیت هرچه کرد نتوانست قدرت را از دست نمایندهی مردم بیرون آورد ، نظام از تمام مهرههای محتمل خود در آن سال بهره برد و تا هفته های آخر نیز از همه حیث پیش بود اما به فضل الهی مکر مکاران به خودشان بازگشت ، در آن سال از آقایی که دیگر الان از کاندیداتوری منصرف شده برای نقد دولت در زمینه ی اقتصادی بهره برد ، از اولین شخصی که خبر فوت امام را دریافت کرد بهره برد ، از نخست وزیری بهره بردند که محبوب امامش خطاب میکردند ، اما همه ی اینها نتوانستند کاری از پیش ببرند.
نوبت به سال 1392 رسید حاکمیت دیگر صحنه ی انتخابات را برهم زد ، دیگر شرایطی همانند سال1388 را برنتابید ، تعداد کثیری صلاحیتشان محرز شد الا جریان احمدینژادی چرا که از سالهای 1388تا1392 فکر اینجا را کرده بودند و هر نوع تهمت و دروغی که بر روان پریشان خود راه میدادند به دولتهای نهم و دهم نسبت دادند و ذهنیتها را کامل برای حذف این جریان از انتخابات آماده کرده بودند فلذا نه نظام دیگر نگران نمایندهی واقعی مردم بود نه کاندیداها؛ حال کاندیدها میتوانستند با خاطری آسوده بدگویی کنند و هر که توانست کارنامهی دولتهای نهم و دهم سیاهتر جلوه دهد رای بیشتری کسب خواهد کرد.
اما نظام فکر یک جایش را نکرده بود ، شهوت قدرت در میان افرادی که خود را دایهدار نظام و انقلاب میدانستند ، بیداد می کرد و جریان راست حاکمیت با ناتوانی در اجماع آراء بین خود قافیه را به جناح دیگر حاکمیت باخت ، البته بزرگترین برکت این انتخابات برای نظام عدم وجود افرادی از جنس احمدینژاد بود و نظام توانسته بود قدرت را به حاکمیت برگرداند ، حال اگر اسم جناحی که قدرت را به دست گرفته باب میل بعضی از آقایان نباشد مهم نیست، این مهم است که قدرت به دستگاه حاکمیت بازگشته است.
اما رفته رفته فرصت هم برای دولتی که سال 1392 روی کار آمد رو به اتمام بود و زمان به سرعت در حال سپری شدن ، طی این سالها جریان احمدینژادی در بطن جامعه و مردم جا افتاده بود و برای انتخابات 1396 مهندس بقایی نماینده این جناح معرفی شد و فعالیتها با شور و شوق ادامه پیدا کرد تا اینکه کاندیداها از سوی نظام معرفی شدند ؛ و ناگهان امر بر همه مسجل شد که "نوا" تغییر پیدا کرده ، و تنها "نوا"یی که از سوی نظام نواخته می شود ، به گوش مردم میرسد ، نوایی که از سال 1388 بلند شد اما خیلی ها آن را نشنیده گرفتند ولی در سال 1396 مشخص شد که بلی، غیر از سهامدارانی که نظام تأییدشان کند ، هیچکس حق ورود به دایره قدرت را ندارد و با هرکه بخواهد قدرت را از چنگ سهامداران درآرد و میان مردم توزیع کند برخورد خواهد شد ، بدون هیچ توضیح و ادلهای ، مانند آنان که سیمی از تار را گرفته و مدام به آن چنگ میزند ، کشور باید یک"نوا" اداره شود.
شاید بگویید در زمان کنونی هم میان دو جناح حاکمیت اختلافات کثیری است ، این حرف کاملا درست است ، اما مگر میشود نظام پشت #فرزندان_انقلاب را خالی کند ، شاید اینها برای یکدیگر شاخ و شانه بکشند اما به قول معروف استخوان هم را دور نمی اندازند.
ولی درس عبرتی که برایمان میماند این است ، کسی که میخواهد مردم را فریب بدهد و با حیله و مکاری کشور را اداره کند ، خداوند متعال مکرش را به او بازمیگرداند. باشد که همه ی ما عبرت گیریم./ به امید صبح روشن...

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علیرضا شیخ‌بابایی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

  • علیرضا شیخ‌بابایی

    (147)

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :