تبلیغات
سلام بر آزادی - مطالب ابر مهندس بقایی
سلام بر آزادی
عدالت و مهرورزی
اعتقاد به معاد، سرچشمه همه آزادی‌های واقعی است. او را از اسارت و بندگی هوای نفس می‌رهاند و راه را برای آراستگی به اخلاق جاودانه و آزادی معنوی فراهم می‌كند (اسحاقی، 1384،‌ ص 135).

fb.com/alireza.SheykhBabaei

ظهور نئواستعمار پیر از آستین قضا...

دوشنبه 5 شهریور 1397

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

سوم شهریور یکهزار و سیصد و نود و هفت برای همیشه در تاریخ این کشور ماندگار شد، کمتر از یک هفته از دسیسه انگلیسی 28مرداد ماه نگذشته بود که دادگاه #مهندس‌مشایی آن‌هم با کیفیتی مثال زدنی برگزار شد.
جماعت بور‌ژوازی از روند کند و رو به اضمحلال ممالک استعمارگر به ستوه آمده بودند که با دخیل کردن خود در معادلات بین‌المللی مانیفست استعمار نو را بنا نهادند که این چرخش تاریخی از کهنه به نو! با برقراری رژیم #طاغوت پهلوی در دوران معاصر همراه شد؛ که در این همراهی سربه‌دارانی که دغدغه استقلال ارضی و رأیی این مرز و بوم را داشتند به تمامی سرکوب شدند، آن‌هم به همت قانون و علم حقوق! قانونی که از اعصار قدیم برای‌مان مطرح می‌کردند، مجموعه دستورالعمل‌هایی بود تا با آن مردمان به زندگی خود بپردازند و با انصاف به امرار معاش بپردازند، اما رفته رفته آن‌هم دستخوش تغییر شد، بعد از تاریخ یونان و با تشکیل پولیس‌ها یا همان دولت/شهرها اجتماع میلی وافر به طبقه‌بندی پیدا کرد و برای هر امری قانونی وضع شد و حقوقی را به جامعه خود تحمیل کرد که نه تنها می‌توان گفت این حقوق برطرف‌کننده نیازهای همان جامعه بشری می‌بود بلکه شاید 180درجه بلعکس به ضرر قاطبه مردم تمام می‌شد؛ هیچ‌کس نمی‌تواند ضمانت دهد که در قوانین وضع شده تمام جوانب پدیده‌ها رعایت و اخلاق در مدار اصلی احکام قرار می‌گیرد.
در سوم شهریور 1397 نه تنها در دادگاه مهندس مشایی بلکه در برخوردی که با دانشجویان و کارگران و فعالین صنفی طی چند ماه گذشته صورت گرفت خود نشان از ظهور و بروز #طاغوت بود، طاغوت نه به دین رسمی یک کشور ربط دارد نه به شعارهای آن که حتی در دینی‌ترین ملک که ادعای الوهیت دارد نیز می‌تواند به راحتی رخ بنماید؛ والذین کفروا اولیاءهم الطاغوت... نوادگان طاغوت از گرد حقیقت وجود فاصله گرفته و به شرکی ناپاک دامان خود را آلوده‌‌اند؛ تمام آن چیزی که در بوق و کرنا علیه مهندس مشایی در 14سال گذشته اظهار کرده، با نمایش مفتضحانه‌ای که خود آن را ترتیب داده بودند نابود شد، دادگاهی که در امنیتی‌ترین حد ممکن برگزار شد و جماعتی که حتی برای حکم از پیش تصمیم گرفته بودند نمایشی تدارک دیدند که از انتشار کامل ویدئو آن بیم‌ناک‌اند و هیچ صورتی و هویتی از شرکت‌کنندگان این بی‌دادگاه علنی منتشر نشد چه بسا همان افراد کسانی بودند که برای آوردن مهندس مشایی به این نمایش مفتضحانه به زور متوسل شدند و مهندس را مورد ضرب و شتم خود قرار دادند، که لعنت خدا بر اولیاء طاغوت باد.
اما به حتم این پرده ظلمانی روزی که آن را نزدیک میدانیم جایش را به نور خواهد داد و دستان گرم و پر مهر عاشقان زمین و ضمیر خشک این روزها را سیراب خواهد کرد...
 

به امید صبح روشن ...
 

نظرات() 

رخ افروخته ...

شنبه 27 آبان 1396

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

جز به عاشق منما آن رخ افروخته را ...
پس از مدتها یک اقدامی دیگر از سوی جریان عدالتخواه نقل محافل شده و زبان به زبان بین مردم میگردد.
#بست_نشینی اینروزهای مهندس بقایی و همراهانشان در محضر سیدالکریم و پناه جستن به ساحت آن عزیز پیامهای زیادی دارد که کم و بیش دوستان به تحلیل آنها پرداخته اند.
از عاقبت این اقدام گرفته تا بازگشایی درهای رحمتی که هم اکنون هم میتوان گوشه هایی ازان را مشاهده کرد.
عاقبت این عمل خودِ این عمل است ، حال که دیوار محاکم هیچ دروازه ای برای ورود خلق آزاد ندارد ، محکومین به نزد خلق آمده اند تا خود را نزد مالک حقیقی دیوان قرار دهند.
و اگر حسابرسی قرار است بازخواست کند چه حسابرسانی بهتر از مردم.
این وجهی از عاقبت عمل و مهمترین قسم آن است که به محض برقراری ،به وقوع پیوست ، اما وجه دیگر این جریان تزریق امید و جان گرفتن روح حق طلبی میان عدالتخواهان است ، شاید اگر به عقب بازگردیم ،به سالهای 84 و یا 92 این پیوند و یکپارچگی میان جوانان آزادیخواه را شاهد نبودیم که امروز با قریب ۲۰۰۰ امضا طوماری در راستای حمایت از این اقدام امضا کرده اند. 
سوال اینجاست که آیا این جوانان از سرِ هیجان دست به این اقدام زدند ؟ اقدامی که هرکه نامش دران رفت برچسبها و انگها بود که خورد ؛ پس جریان از چه قرار است ؟؟؟ ماجرا فراتر از یک بازی سیاسی ست ، بحث بر سرِ احیای عدالت است، عدالتی که خود باطن دیانت است اگر عدل و قسط ی برقرار نباشد حرف از وجود دیانت وهمی بیش نیست و برای اصحاب زور پوششی ست تا احکام ظالمانه ی خود را به کرسی بنشانند ، این جوانان به خوبی شرایط حاکم را سنجیده و دریافته اند که پناه جستن به حرم عبدالعظیم آخرین ملجأ آنان است؛ جوانانی که جدا از سوگیریهای سیاسی خود چه اصلاحطلب و چه اصولگرا و ... با این حرکت همراهی کرده و برای برقرای عدالت از هیچ تلاشی فروگذار نکرده اند.
  بامید نشستن همای سعادت بر دوش مجاهدان ✌️


به امید صبح روشن ...

نظرات() 

برای آزادی این دُر گرانبها ...

دوشنبه 2 مرداد 1396

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

همانطور که در نوشته های پیشین این وبلاگ نظیر جاءالحق و ... بدان اشاره شده است ، قاطبه ی حکومت به دنبال یک دموکراسی کنترل شده ای هستند که از بیان این امر هم پس از وقایع سال 1388 هیچ ابایی ندارند و مردم را صریحا در بند خواسته ها و مصالح جامعه ی قدرتمدار درآورده اند و با زبان بی زبانی و با ظرافت هرچه تمامتر با در دست گرفتن ابزاری مانند شرع و احساسات مردم، تعبیر تاریخی که میگوید :" بردگان باید برده داران خود را از صمیم قلب دوست بدارند." را با سرعت هرچه تمامتر دنبال میکنند و فضاحت به بار آمده به دنبال این اقدامات را به راحتی ماله میکشند و به روی مبارک نمی آورند!
بعنوان مثال بازداشت دوباره مهندس بقایی عزیز است که با توجه به حبس انفرادی 225 روزه ایشان سابق بر این ، که هیچ مدرکی دال بر اتهامات شرم آور خود پیدا نکرده اند، ولی باز با همان اتهامات دروغین وی را به بند کشیدند.
با توجه به وضعیت وخیم جسمانی مهندس بقایی و اعتصاب غذای او هر آسیبی که متوجه وی شود گردن قوه ی قضاییه است ؛ قوه ای که روزی دکتر احمدی نژاد به متصدیان آن هشدار داد و گفت که این قوه سازمان خانوادگی نیست ولی ظاهرا گوش کسی بدهکار نبود.
بامید روزی که نوای عدالت و مهرورزی در گوشاگوش عالم طنین انداز شود.

به امید صبح روشن ...

نظرات() 

جاء الحق ...

پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

سکوتهایی که در میان نواها جانشانی میشوند آن نوا را بهنوایی دلنشین بدل میسازد؛ حال در نظر بگیرید در جامعهای ، مردم قصد نواختن نوایی نو میکنند این نوا همانند همهی نواها نتهای خود را دارد و میانهی نتها خلل و فرجی جای گرفتهاند که سبب تحکیم نوا و دلنشینتر شدن آن میشود ، اما رفته رفته مردمی که قصد نوایی تازه کرده بودند چیزهایی میشنوند که تناسبی با نوای ابتدایی ندارد ، کم کم از یک جایی به بعد مدام شاهد نواختن نتهایی تکراریاند ، سکوتهای میانهی نوا هم به جای آنکه نوا را دلنشینتر کند ، آن را زمختتر کرده ، بهنحوی که درمییابند این نوا هیچ تناسبی با نوای اولیه ندارند.
اکنون این حال و احوالی است که بر انقلاب 1357 ایران حاکم است انقلابی که بر اساس حق ، برای تحقق حق و برای حکومت حق برپا شد ، کنون دستمایهی سلایق شده است ، از سال 1384 به بعد حاکمیت توازن قدرت را از دست داد و با پدیدهای روبرو شد که توانست قدرت را از مجموع دستگاه حاکمیتی خارج کرده و به دستان مردم برساند، پدیدهای که در هیچ دو تیم به ظاهر مقابل هم تعریف نمیشد و با اتکا به اعتماد مردم جریان سومی بود علیه کسانی که خود را سهامداران انقلاب میدانستند و همواره اداره و مدیریت مملکت را ارثیهی اجدادی خود قلمداد میکردند.
در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 نیز حاکمیت هرچه کرد نتوانست قدرت را از دست نمایندهی مردم بیرون آورد ، نظام از تمام مهرههای محتمل خود در آن سال بهره برد و تا هفته های آخر نیز از همه حیث پیش بود اما به فضل الهی مکر مکاران به خودشان بازگشت ، در آن سال از آقایی که دیگر الان از کاندیداتوری منصرف شده برای نقد دولت در زمینه ی اقتصادی بهره برد ، از اولین شخصی که خبر فوت امام را دریافت کرد بهره برد ، از نخست وزیری بهره بردند که محبوب امامش خطاب میکردند ، اما همه ی اینها نتوانستند کاری از پیش ببرند.
نوبت به سال 1392 رسید حاکمیت دیگر صحنه ی انتخابات را برهم زد ، دیگر شرایطی همانند سال1388 را برنتابید ، تعداد کثیری صلاحیتشان محرز شد الا جریان احمدینژادی چرا که از سالهای 1388تا1392 فکر اینجا را کرده بودند و هر نوع تهمت و دروغی که بر روان پریشان خود راه میدادند به دولتهای نهم و دهم نسبت دادند و ذهنیتها را کامل برای حذف این جریان از انتخابات آماده کرده بودند فلذا نه نظام دیگر نگران نمایندهی واقعی مردم بود نه کاندیداها؛ حال کاندیدها میتوانستند با خاطری آسوده بدگویی کنند و هر که توانست کارنامهی دولتهای نهم و دهم سیاهتر جلوه دهد رای بیشتری کسب خواهد کرد.
اما نظام فکر یک جایش را نکرده بود ، شهوت قدرت در میان افرادی که خود را دایهدار نظام و انقلاب میدانستند ، بیداد می کرد و جریان راست حاکمیت با ناتوانی در اجماع آراء بین خود قافیه را به جناح دیگر حاکمیت باخت ، البته بزرگترین برکت این انتخابات برای نظام عدم وجود افرادی از جنس احمدینژاد بود و نظام توانسته بود قدرت را به حاکمیت برگرداند ، حال اگر اسم جناحی که قدرت را به دست گرفته باب میل بعضی از آقایان نباشد مهم نیست، این مهم است که قدرت به دستگاه حاکمیت بازگشته است.
اما رفته رفته فرصت هم برای دولتی که سال 1392 روی کار آمد رو به اتمام بود و زمان به سرعت در حال سپری شدن ، طی این سالها جریان احمدینژادی در بطن جامعه و مردم جا افتاده بود و برای انتخابات 1396 مهندس بقایی نماینده این جناح معرفی شد و فعالیتها با شور و شوق ادامه پیدا کرد تا اینکه کاندیداها از سوی نظام معرفی شدند ؛ و ناگهان امر بر همه مسجل شد که "نوا" تغییر پیدا کرده ، و تنها "نوا"یی که از سوی نظام نواخته می شود ، به گوش مردم میرسد ، نوایی که از سال 1388 بلند شد اما خیلی ها آن را نشنیده گرفتند ولی در سال 1396 مشخص شد که بلی، غیر از سهامدارانی که نظام تأییدشان کند ، هیچکس حق ورود به دایره قدرت را ندارد و با هرکه بخواهد قدرت را از چنگ سهامداران درآرد و میان مردم توزیع کند برخورد خواهد شد ، بدون هیچ توضیح و ادلهای ، مانند آنان که سیمی از تار را گرفته و مدام به آن چنگ میزند ، کشور باید یک"نوا" اداره شود.
شاید بگویید در زمان کنونی هم میان دو جناح حاکمیت اختلافات کثیری است ، این حرف کاملا درست است ، اما مگر میشود نظام پشت #فرزندان_انقلاب را خالی کند ، شاید اینها برای یکدیگر شاخ و شانه بکشند اما به قول معروف استخوان هم را دور نمی اندازند.
ولی درس عبرتی که برایمان میماند این است ، کسی که میخواهد مردم را فریب بدهد و با حیله و مکاری کشور را اداره کند ، خداوند متعال مکرش را به او بازمیگرداند. باشد که همه ی ما عبرت گیریم./ به امید صبح روشن...

نظرات() 

چند حبه قند ...

سه شنبه 29 فروردین 1396

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

با بالا گرفتن تب انتخابات و پایان فرصت نام نویسی و آغاز بررسی صلاحیت کاندیداها ، مهمترین رویداد امسال وارد فاز جدید شد ؛ که قصد داریم به چند نکته اشاره نماییم.
.
اول. اینکه تعداد بالای ثبت نامی ها در ستاد انتخاباتی همگان را شوکه کرد به نحوی که از سخنگوی شورانگهبان تا مدرس حوزه قم خواستار اصلاح و تصویب قانون جدید در رابطه با ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری شدند؛ حتی بعضی ها از این رو خواستار برپایی نظام پارلمانی شدند و از مراجع ذیصلاح خواستند تا به این یشنهاد فکر کنند.
اما چه شده است که از ثبت نام جمع کثیری از هموطنان ، صاحب منصبان و تریبون داران چنین نتیجه گیری کردند که باید این روند اصلاح شود ، خود دانند ، اما اولین چیزی که به ذهن خطور میکند اینست که درخواست کنندگان با هم به اتفاق یک چیز را فریاد میزنند و آن محدود کردن و گذاشتن شاخص های دیگر در همان ابتدای کار یعنی ثبت نام است ، شاخص هایی نظیر " رجال سیاسی " که خود به تنهایی از پس همه بانوان برآمده و نشان میدهد بانوان حقی در این زمینه ندارند و در ادامه شاید بندهای دیگری هم به آن اضافه شود تا در همان گیت ستاد انتخاباتی از ورود مشمولان ممانعت بعمل آید مثلا " رجال سیاسی که تا بحال خانه نشینی داشته اند برای ثبت نام مراجعه ننمایند ! " ؛ اما نکته ای که در این میان مغفول ماند این بود که خیل کثیر ثبت نام کنندگان صرفاً خیال تصدی کرسی قدرت نداشتند و خواستند از این فرصتی که جمع رسانه ها جمع است صدای خود را به گوش مسئولان برسانند ، از خانمی که پس اندازش در موسسه غیرقانونی بر باد رفته بود ، از جوانان بیکاری که کارشان را از دست داده بودند و ... که همهی اینها با یک برنامهی دقیق حساب شده نادیده گرفته شد و رسانه ها بیشتر بجای اینکه به درد این افراد گوش بسپارند در حال پاک کردن لنز خود برای ثبت تصویری بی عیب و نقص از افراد مشهور بودند و گاهی هم به جای کمک ، نمک به زخم مردم میپاشیدند و آنها را به باد سخره میگرفتند، اما اینها گوشه ای از هماهنگی میان ماشین رسانه ای و مسئولین بود تا قوانین دیگری برای انتخابات های آتی وضع کنند.
دوم. اینکه پس از ثبت نام دکتر احمدی نژاد و مهندس بقایی در انتخابات همان ماشین رسانه ای که به دنبال خفه کردن صدای مردم هست اینبار برای کنار زدن نماینده ی مردم در سالهای 84-92 دست به کار شد و شاهد تحلیلهای عریض و طویلی مبنی بر زیر پا گذاشتن توصیهی رهبری توسط احمدی نژاد بودیم، این ماشین رسانهای که همگی استقلالشان را به تکیه بر پایههای قدرت فروختهاند ظاهراً فراموش کردهاند که رهبری در جلسه هیئت دولت فرمودند که این دولت قطار انقلاب را به ریل بازگرداند ؛ و حتما مستحضر هستند که آن توصیه تابستان سال پیش در یک جلسه ی خصوصی که به طور مرتب بین رهبری و دکتر احمدی نژاد صورت میگرفت مطرح شد. اصرار این جماعت بر حذف کاندیداها قبل از رای دادن مردم حاکی از پروژهای است که در حال اجراست و جالب اینجاست از عطااله مهاجرانی تا تحلیلگران راست داخلی بر این امر وحدت دارند و همگی به شورای نگهبان توصیه میکنند که کاندیداهای این جریان (بقایی- احمدی نژاد) را حذف کنند تا برای کشور دوباره هزینهساز ! نشوند. و همینطور این جماعت به شکل ضمنی و غیر مستقیم با این اقدامات کوکورانه شان بر مهندسی انتخابات از سوی نهادهای قدرت در ایران صحه میگذارند و نمیدانند که با این کار چه لطمهی بزرگی بر وجهه ی آزادی و استقلال کشور وارد میکنند.
سوم. اینکه مقامات قضایی در طول روزهای اخیر صحبتهایی علیه دکتر احمدینژاد و مهندس بقایی انجام دادند نظیر این مورد : " بیگناهی آقای بقایی هنوز اثبات نشده است ." که خب با یک پرس و جوی ساده معلوم میشود که این اتهام زننده است که باید ادلهای دال بر ادعاهای خود برای اثبات در دادگاه ارائه دهد نه متهم و با وجود اینکه چندین ماه مهندس بقایی در زندان به سر میبرد قطع به یقین اگر اتهام ایشان ثابت می شد ، تابحال رنگ آزادی را به خود نمیدید.
به امید صبح روشن

لینک مستندات اشاره شده در پیوست میباشد.

نظرات() 

تنور سرد !

چهارشنبه 11 اسفند 1395

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

اعلام کاندیداتوری حمید بقایی در چند وقت اخیر من جمله اخباری بوده است که نظر همه طیفهای سیاسی و توده ی مردم را به خود جلب کرد. خبری که دیگر کاندیداهای احتمالی را هم مجبور به واکنش کرد.
اما قبل از پرداختن به کاندیداتوری حمید بقایی به نظر پرداختن به موضوع انتخابات ارجحیت دارد ، انتخاباتی که از تابستان امسال، چیدن مهره ها و تصمیم گیریهای قطعی نظیر منع حضور دکتر احمدی نژاد از جانب رهبری آغاز شد، همچنین قبلتر از آن همانطور که پیش بینی می شد با حذف احمدی نژاد ، جریانهایی که در انتخابات مجاز! به شرکتاند به دو گروه عمدهی ذیل تقسیم بندی شد: 
1_جریان موافق با دولت مستقر.
2_جریان اصولگرای ترقی خواه.
با علم بر اینکه دو جریان فوق از سال 90 تا کنون همگرایی های فراوانی داشتهاند و در بزنگاه های تاریخی نظیر تصویب برجام ، مکمل یکدیگر عمل کردند ، عملا رقابتی بین این دو وجود نخواهد داشت که منشأ این اخوت ها را میتوان بستن پیمانی مبنی بر رعایت تعادل در توزیع قدرت و ... دانست. شاید!!!
پس از ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد در سال 1384 و روند رو به نزول کارتل های قدرت و تکریم ملت از سوی دولت وقت ، دو جریان مذکور به این نتیجه رسیدند که "ما" منافع مشترک فراوانی با یکدیگر داریم که اگر بر سر آنها توافق نکنیم ، محکوم به شکست خواهیم شد ؛ فلذا پیوندی عمیق جای پیوند سست آن دو جریان مذکور را گرفت ، همچنین جریان اصولگرا در انتخابات ریاست جمهوری سال 1392 با به میدان فرستادن کاندیداهایی که حتی توان دفاع از اصول ! خود را نداشتند از پیش نقش بازنده ی انتخابات را برعهده گرفت و اجازه داد تا جریان منتقد وقت سکان هدایت قوه مجریه را به دست گیرد.
حال با سرآمدن دوره ی 4ساله ریاست جماعت منتقد سایهای شوم از عملکردهای ضعیف بر بدنه ی این دولت چنبره زده است ، به نحوی که خیل منتقدان چه موافق و چه مخالف این جریان متفق القولند که شاید این دوره ریاست جمهوری تنها دورهای باشد که به چهار سال دوم نرسد و جریان دیگری بر تخت ریاست جلوس کند ، در همین راستا جریان موافق در پی ساختن چهره هایی محبوب از همین دولتند تا به کمک سلبریتی هایشان این مسیر را با برادران خود ادامه دهند ، که تا به الان توفیق چندانی پیدا نکرده اند و تنها عده ی قلیلی از افراد برای این چهره های به ظاهر محبوب هورا میکشند ؛ در مقابل هم جریان اصولگرا کاندیدایی ندارد که نظر توده ی مردم را به خود جلب کند و فقط با تشکیل این جمع و آن تشکل سر خود و خبرگزاریهایشان را گرم کرده اند.
با برآیندی که از مباحث مطروحه به دست می آید میتوان نتیجه گرفت انتخابات پیش رو با داشتن این مهره ها ، انتخاباتی غیر رقابتی و تصدی مهر ریاست دوباره بنام همین دولت کاری بس آسان است ، که به مشارکت حداکثری هم به زبان ساده نیازی ندارد ؛ اما آنچه که از شواهد و قراین پیداست حاکمیت با تزریق #جریان_انحرافی به تنور #انتخابات مرتکب هم یک ریسک بزرگ و هم تشویق تودهی عظیمی از مردم که تا به الان به انتخابات بی میل بوده اند، شده است ؛ پس از اعلام کاندیداتوری مهندس بقایی و اعلام حمایت مهندس رحیممشایی از وی و سخنرانی او پس از 4سال سکوت ، که روزی این عزیزان را راس جریان انحرافی مینامیدند، باعث شوک و شگفتی همگان شد ؛ حال که این افراد خود را برای تصدی ریاست جمهوری آماده میکنند ، هیچ خبری از آنان که روزی حنجرههایشان را برای پیدا کردن خط انحراف پاره میکردند نیست!!! از عماریونی که یقه از هم میگسستند و بالای تریبونهایشان حکم به مرگ مهندس مشایی میدادند و از هیچ فحش و ناسزایی دریغ نمیکردند ، نشانی نیست! چرا؟؟؟ پاسخ خیلی ساده و راحت است ، زیرا تنور انتخابات آنقدر سرد و بیرمق است که حاکمیت تن به حضور جریان انحرافی داده تا درصدی به مشارکت در انتخابات افزوده شود.
حال با حضور #جریان_سوم ، یعنی جریانی که شمهای از مدیریت دوران دکتر احمدی نژاد دارد ، رقابت جدیتر می شود ، با انعطافی که حاکمیت تا به الان از خود نشان داده گذر مهندس بقایی از فیلتر شورای نگهبان امری دور از انتظار نیست و با توجه به توضیحات فوق برای گرم نمودن تنور انتخابات باید جریان سوم تا پای صندوق رای بیاید اما !!!!! اما کاندیدای کدام جریان از صندوق رای بیرون بیاید مهم است !!! اینجا کارکرد جریان دوم برای کسب آرای خاکستری و شکستن آراء مهندس بقایی وارد کار میشود ، دور از ذهن نیست که با داشتن شباهتهای عمده بین طرفداران جریان سوم و جریان دوم آراء طیف منتقد دولت کنونی ، بین این دو جریان با نسبتی کم یا زیاد ، تقسیم شود اما باز مهم آنست که جریان اول با مظلوم نمایی در مقابل کاندیداهای جریان دوم و کاندیدای جریان سوم رای خود را بدون تغییر نگه دارد و حتی با مقداری بیشتر نسبت به دورهی پیشین ، کار خود را ادامه دهد. 
با وضع این شرایط تنها حاکمیت است که به اهداف خود میرسد ؛ جریان سوم برای گرم کردن تنور انتخابات به بازی گرفته می شود، جریان دوم برای پرت کردن حواسها به بازی می آید و جریان اول بنابر مصلحت! که در جمهوری اسلامی هیچ دولتی تک دوره ای نبوده بازهم رأی میآورد و میشود پیروز بلامنازع انتخابات دوره دوازدهم.
اما ... ما هیچگاه امید خود را از دست نمیدهیم و یقین داریم که مردم پیروز همیشگی هستند و دست خدا حامی مردم و بالای همه ی دستهاست و آنان که به دنبال مهندسی مردم هستند روزی رسوا خواهند شد، انشاالله ... به امید صبح روشن ...

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علیرضا شیخ‌بابایی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

  • علیرضا شیخ‌بابایی

    (147)

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :