تبلیغات
سلام بر آزادی - مطالب ابر قیام
سلام بر آزادی
عدالت و مهرورزی
اعتقاد به معاد، سرچشمه همه آزادی‌های واقعی است. او را از اسارت و بندگی هوای نفس می‌رهاند و راه را برای آراستگی به اخلاق جاودانه و آزادی معنوی فراهم می‌كند (اسحاقی، 1384،‌ ص 135).

fb.com/alireza.SheykhBabaei

چیزی به نام صلح ...

چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

وقتی واژه ی صلح را با خود مرور میکنید واژگان دیگری از قبیل ، جنگ ، خشونت و ... نیز برای فهم درستی از واژه ی صلح به ذهن شما متبادر می شود .
اما به واقع چرا اینگونه است چرا صلح باید معلول علتی مانند جنگ باشد ، چرا برای تعریف آن باید به سراغ خشونت برویم ؛ آیا بدون ایجاد خشونت و درگیری چه از نوع لفظی میان دونفر ، چه از نوع جنگ سرد میان شماری از متفقین و متحدین نمیتوان به صلح دست یافت ؟
اما زمانی موضوع جالبتر می شود که قدرتهایی برای برقراری صلح به خشونت موهومی دست میزنند و زمینه را برای برقراری صلح از راه خشونت هموار می سازند ؛ بعنوان مثال میتوان به وقایعی که امروزه ایالات متحده سردمدار آن است اشاره نمود ، مانند حمله اش به عراق با این بهانه که عراق با داشتن سلاح های کشتار جمعی مانع صلح و ثبات جهان است اما نیک همه میدانیم که با این قشون کشی ها نه تنها صلح ی حاصل نشد بلکه انسان های بی گناهی از دنیا رفتند و ویرانی هایی که به واسطه ی جنگ افروزی امریکا (چه در شهر ها و چه در محیط زیست) پدید آمد جبرانشان ملال آور و فوق العاده هزینه بر است .
این قبیل برقراری صلح ! را میتوان در حیطه های مختلف نیز بسط داد ، چه با عملیات فکری پیش برد (جنگ نرم) چه با جنگهای سرد .
آن چه که از گفتار بالا به دست می آید این است که لازمه ی برقراری صلح میتواند دو گزاره ی عمده باشد ؛ آن دو گزاره به قرار ذیل می باشد :

1_امنیت : به نظرم جهان شمول ترین تعریفی که از امنیت میتوان داشت این است که انسان هراسی برای از دست دادن چیزی نداشته باشد ، در همین حال در امنیت و آسایش خاطر به زندگی خود ادامه میدهد .
در ادامه ی این تعریف به این نکته دست پیدا میکنیم که چه چیزی مخل این آرامش درونی انسان است و یا چه عاملی آن را برای نشان دادن واکنش تحریک میکند ، میتوان گفت بسته به انسان این محرکها طیف وسیعی را شامل می شود ، از هیچ بگیر تا همه چیز ! ؛ بعضی ها اگر اعضای بدن شان را هم از آنها بگیری هیچ نمی گویند اما در مقابل اشخاصی هم هستند در آن سوی دنیا با از دست رفتن دومیلیون قطعه ماهی در فشافویه احساس مسئولیت کرده و نسبت به آن هشدار می دهند.
اما اگر بخواهیم نگاه سیاستمدارانه تری نسبت به موضوع امنیت داشته باشیم ، باید بگوییم امنیت برآیندی از اعمال حکمرانان یک کشور است ، بعنوان مثال کشوری که در آن صبح از خواب بیدار شوی و با این تیتر در روزنامه ها مواجه شوی که جزایر کشورت را به کشور دوست و همسایه تقدیم کرده اند اصلاً آرامش نخواهی داشت و زمانی که آرامش نداشته باشی امنیت نداری. یا اینکه تیتر روزنامه از بی ثباتی در قوانین و سیاست های پولی کشورت خبر دهند و یک مرجعی بعنوان مثال بدهی خود را 18هزار میلیارد تومان اعلام کند ، یکی دیگر 28 هزار میلیارد تومان و دیگری از همان جبهه 38هزار میلیارد تومان ! (آن هم در موضوعی واحد و در برهه زمانی واحد) شما یقیناً در این کشور امنیت نخواهید داشت .!

2_ حکومت : بازوی دوم در برقراری صلح ، حکومت است ؛ حکومت ها برای برقراری صلح بین مردمان کشور خودشان از هیچ عملی دریغ نمیکنند ، این حکومتها هستند که قدرت دارند و با در دست داشتن قدرت تمام سیاست های خود را برای به راه آوردن مردم و زیر دستان خودشان(بنابه تعریف خودشان نه بنده) اِعمال می نمایند ؛ برای حکمرانی ، توجه نمایید حکمرانی بر مردم چه در سطح جهانی و چه در سطح یک کشور کوچه باید قدرت خصوصی سازی شود ، و به عبارتی باید در دست اشخاص موجه ی قرار گیرد که مورد تأئید شورای حکمرانی است و هیچ عنصری خارج از دایره ی الیگارشی سرمایه داران قدرتمند نمیتواند حکمرانی کند و اگر به این مقام نائل شود محکوم به تکفیر و نابود شدن است. و در نهایت زمانی امنیت حاصل می شود که این جنس از حکومت با مدیریت مردم تعویض شده و خود مردم با قدرت حکمرانی کنند و هر آنچه که مردم اراده نمایند به وقوع بپیوندد.

به امید صبح روشن

 

نظرات() 

خیزش ...

شنبه 23 فروردین 1393

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، چند رسانه ای، 


دنیا مبهوت اراده ما خواهد شد ، اگر ...


به امید صبح روشن

نظرات() 

عدالت ناظر بر توزیع ...

چهارشنبه 25 دی 1392

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

گام نهادن در راه عدالت و اجرای آن کاری بس دشوار است و شکل صحیح اجرای آن برقراری در سطوح مختلف و لایه های گوناگون جامعه است . 
مثل همین یارانه نقدی که با سقف ی مشخص برای سطوح مختلف جامعه در نظر گرفته شده است ، و بر خلاف عقیده ی بعضی ها که میگویند پرداخت این مبلغ برای تمامی سطوح جامعه (اعم از متمکن و غیر متمکن) جایز نیست و با عدالت منافات دارد ؛ این نظر کاملاً اشتباه بوده و کاملاً برعکس است و باید گفت که عدالت ، ناظر بر این توزیع ، که سهم مشترک همه ی مردم است میباشد ؛ که همه ی مردم از موهبت های الهی که در سرزمینشان واقع شده است سهمی برابر را باید تجربه کنند و این عمل که بعضی هارا حذف کنیم یا بصورت متناوب به آنها سهمی بپردازیم بی عدالتی است .
حال اگر بخواهیم تمام سطوح جامعه ( که بهش میگن دهک) به یکدیگر نزدیک بشن و خللی بین این لایه ها حس نشود باید روی به کارهای دیگری آورد و اینکه سهم مردم را از سرمایه ی کشور قطع کنیم را باید فراموش نماییم .
حال باید چه کارهایی انجام دهیم که این دهک ها به یکدیگر نزدیک شوند و به اصطلاح قدرت خریدشان بالا برود یا به عبارتی به یک زندگی ایده ال نزدیک شوند و به قدر خودشان متمکن گردند ؛ 
بعلاوه اینکه سهم مشترک مردم از سرمایه ی کشورشان پرداخت میشود باید زیربناها و زیر ساخت های کشور در تمام نقاط (با توجه به موقعیتی که دارند) بصورت یکپارچه رشد کرده و توسعه یابد . مهیا کردن شرایط برای تمام مردم برای سرمایه گذاری در کلان پروژه های کشور ، تهیه مسکن ارزان و اقدامات دیگر دولت های نهم و دهم که در این راستا بوده .
اما آفت هایی که همیشه با آن دست به گریبان بوده ایم ویژه خواری (همون رانت خواری خودمون) است ، که بیشتر در حلقه ی توزیع ( مطلبی در این باب ) رخ میدهد ، و در پروژه هایی نظیر سرمایه گذاری رخ میدهد و به این شکل است که بعضی ها از رکود و صعود بعضی بنگاه ها ی اقتصادی جلوتر از مردم با خبر میشوند و بار خود را با اطلاعات ویژه میبندند ، و این چیزی نیست که یک نفر آن را بتواند کتمان کند و از یک دنیا آن را پنهان نماید بلکه موضوعی است که در سطوح مختلف گروه هایی هم سو ، مطلع و هماهنگ میخواهد که منویات این ویژه خواری را پی ریزی نمایند و آنچه که در سر دارند را پیاده کنند .

به امید صبح روشن

نظرات() 

یک تئوری خطرناک ...

چهارشنبه 11 دی 1392

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

مادامی که جریان مردمی نژاد احمدی نژاد زمام امور را در حوزه ی قوه مجریه به دست گرفت جناح های مختلف تلاش کردند که این جریان را در قالب جناح های -به ظاهر-مقابل خود جای دهند (+،+) تا بتوانند هرگونه که شده و به هر زحمتی که هست این جریان مردمی را در لجنزار جریانات موجود هضم نمایند ، مانند زمانی که این جریان مردمی ما را به فتنه گری متهم ساختند (+،+،+،+،+) یا زمانی که آن وقایع یکشنبه مجلس رخ داد روزنامه شریعتمداری اظهار داشت که این حرکت حساب شده ی فتنه و جریان انحرافی بود ؛ یا آن زمانی که نماینده مجلس دولت دهم را به بی عقلی متهم می سازد و احمدی نژاد را در اندازه کارگزاران میبیند ، یا آن زمان که زیباکلام احمدی نژاد را برآمده از طیف اصولگرایی میداند و یا آن زمانی که زاکانی احمدی نژاد را با بزرگ سرمایه داران یک کاسه میداند و ... که تمام اینها به ما ثابت میکند همه و همه دست به دست هم داده اند تا اسمی از جریان عدالتخواه احمدی نژادی در ایران باقی نماند ، و رتبه عملکرد دولت های نهم و دهم را به اندازه سستی خودشان تنزل دهند.
پ ن 1: برای نه دی صداوسیما مستندی اماده کرده بود (اگه اشتباه نکنم شبکه2) که اظهارات تجمع کنندگان در 9 دی قابل تأمل بود در ادامه به دو نمونه اشاره خواهیم کرد(البته قریب به مضمون):
یک مرد :"تا بحال در هیچ راهپیمایی حضور نداشتم ولی اینبار بخاطر امام حسین(ع) اومدم."
یک خانم:"یکی به احمدی نژاد و یکی به موسوی رأی داده ولی هممون عاشق نظامیم ، عاشق رهبریم."
خب در قبال اظهار نظر اول چه باید گفت ؟ آیا این یک سکیولاریسم نیست که کشور به مدت هشت ماه آبستن وقایع تلخی هست اما حال باید اقدام کرد؟ آیا کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا فقط یک شعار زیباست؟ آیا دیانت ما از سیاست ما جداست؟
در قبال اظهار نظر دوم چه باید گفت؟ آیا رأی دادن به آقای احمدی نژاد یا آقای موسوی هیچ فرقی با هم نمیکند؟ زمانی که امام فرمودند حفظ نظام از اوجب واجبات است چرا این واقعه بزرگ که سبب جمع شدن بساط فتنه شد انقدر طول کشید ؟
پ ن 2: حماسه نه دی در کلام آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی)
پ ن 3: باز هم اتهام پراکنی به دولتی که حتی اختیار امور بین المللی اش را ندارد . نمیدانم بخندم یا گریه کنم؟

به امید صبح روشن

نظرات() 

بازی با بلیط سوخته ...

شنبه 23 آذر 1392

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

اصل مطلب این پست بر اساس اصل ساده ی " رنگ نداشتن حنای آقایان " استوار است ؛ این که از کارهایی که زحمت می خواهد ، غول می سازند و به سراغش نمیروند یا خود را وکیل وسیع ملت میدانند و می گویند این کار به صلاح نیست و انجامش ضرر دارد .
این حنا اصل تولید داخل است و مدل مشابه خارجی ندارد و یا کسی توان درست کردن آن را ندارد ، این حنا بجای آنکه بر سر مالیده شود بر چشمان مردم ریخته میشود و با زور آنچرا که خود میخواهند به مردم نشان میدهند ، اما این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست ، دست اینان برای همه رو شده .
بلیط سوخته است  این بلیطی که بواسطه ی آن همه مردم را به بند کشیده اید اعتباری ندارد ، معدوم شده و قابل استرداد نیست ، مانند پولی که در بانک های آنور آبی از ما بلوکه شده ، زندگی این روزها مانند یک فیلم شده است که دیالوگی ندارد فقط و فقط ماشین سواری این و آن را نشان میدهد ، فقط دوربین بر روی چهره ها میچرخد ، هیچ هدفی در این فیلم دنبال نمیشود ، درست مانند توافقی که نوشته شد اصلاً خشوع و خضوع تماماً اسلامی و انقلابی در این توافقنامه دیده میشود ، این توافق مرا به یاد انسانهایی انداخت که از دار دنیا هیچ نمیخواهند و همه اش به فکر کمک کردن به آن و این و امتیاز دادن و لبخند تحویل گرفتن چه آدم های خوبی هستن این انقلابی های بی ریا ...
تمام شد ، فیلمتان را دیدید ، بلیطتان سوخت دیگر صحنه نمایش جایی برای شما ندارد ، صحنه نمایش ما صحنه محبت وعاطفه بین تمام انسانهاست یک صحنه بزرگ عاطفی ... یک دنیا بهاری بودن.


به امید صبح روشن


نظرات() 

محبوب جمهور

جمعه 20 اردیبهشت 1392

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی |

«امروز زبان بسته را به سخن می آورم ، دور باد راءی کسی که با من مخالفت کند ، از روزی که حق به من نشان داده شد ، هرگز در آن شک و تردید نکردم ؛ کناره گیری من چنان حضرت موسی (ع) برابر ساحران است که بر خویش بیمناک نبود ، ترس او برای این بود که مبادا جاهلان پیروز شده و دولت گمراهان حاکم گردد ؛ امروز ، ما و شما بر سر دوراهی حق و باطل قرار داریم ، آنکس که به وجود آب اطمینان دارد تشنه نمی ماند »[1]
سالهاست که ما ، جامعه ما درگیر ، درگیر ساختن معارف حقیقی و ناب اسلام و اهل بیت در زندگی اجتماعی خود است ؛ بطوریکه تا حدی از این واجبات و ترک محرمات را انجام میدهیم که منافعمان به خطر نیافتد ، حال من از رهبرم آموخته ام که انقلابی باشم و باید از این رویه ها عبور کرده و چرخ دنده های زندگی را گرد محور آموزه ها و سیره و سنت اسلام و اهل بیت بگردانم و بگردانیم بطوریکه فقط مرگ را برای همسایه نخواهیم .
همچون که از کلام حضرت امیر(ع) بر می آید ما باید زمانی که حق و حقیقت را یافتیم تا پای جان از آن مراقبت کرده و تن دهیم به همه ی بلاها که شیعه البلاء للولاء است و مرگ هم سراغ ما می آید و چه بهتر که مرگ ما از جنس شهادت باشد ، شهادتی در راه خدا ، شهادتی از جنس شهادت امیر(ع) و شهدایی که در دفاع مقدس در حال جهاد و عبادت جان به خدای عالمیان تقدیم کردند .
شهدایی که از هیچ کس جز خدا واهمه ای نداشتند و در راه خدا و برای تحقق حق و ابطال باطل تن به هیچ مسامحه و مصالحه ای نمیدادند .
ترس ما از جنس از دست دادن قدرت نیست ، بلکه ترس ما از جنس ِ ترسی است که مبادا خون شهدا پامال شود ، مبادا خانواده شهدا دل شکسته شوند ، مبادا ارکان انقلاب با آمدن افراد انقلاب مآب سست شود و تن به فرامین خفت بار استکبار دهند .
آری ، مبارزه در راه حقیقت هزینه دارد باید دست بدهی ، سر بدهی و گاهی آبرویت که از شاءن کعبه هم بیشتر است لجن مال میکنند ؛ ای مومن خدا ، چه برسد که به تو انگ دست بردن به بیت المال و برهم زدن اوضاع مردم بزنند. 
چشم دنیا را نمیخواهم ، حال که چشم خدا به ماست و ما باید آگاه تر از همیشه عمل کنیم.
«دشمن ترین آفریده ها در نزد خدا دو نفرند : 
_مردی که خدا او را به حال خود گذاشته ، و از راه راست دور افتاده است ؛ دل او شیفته بدعت است و مردم را گمراه کرده ، به فتنه انگیزی می کشاند و راه رستگاری گذشتگان را گم کرده و طرفداران خود و آیندگان را گمراه ساخته است . بار گناه دیگران را بر دوش کشیده و گرفتار زشتی های خود نیز میباشند.
_و مردی که مجهولاتی به هم بافته ، و در میان انسان های نادان امت، جایگاهی پیدا کرده است ،در تاریکی های فتنه فرو رفته ،و از مشاهده صلح و صفا کور است .آدم  نماها او را عالِم نامیدند که نیست ، چیزی را بسیار جمع آوری میکند که اندک آن به از بسیار است ، تا آنکه از آب گندیده سیراب شود ، و دانش و اطلاعات بیهوده فراهم آورد .
در میان مردم ، با نام قاضی به داوری مینشیند ، و حل مشکلات دیگری را به عهده میگیرد ؛ پس اگر مشکلی پیش آید ، با حرف های پوچ و تو خالی و رأی و نظر دروغین ، آماده رفع آن میشود.
سپس اظهارات پوچ خود را باور میکند ، عنکبوتی را میماند که در شبهات و بافته های تار خود چسبیده ، نمیداند درست حکم کرده یا خطاست ؟ اگر بر صواب باشد میترسد که خطا کرده ، و اگر بر خطاست ، امید دارد که رأی او درست باشد .
نادانی است ، که راه جهالت میپوید؛ کوری است که در تاریکی ، گمشده خود را میجوید ؛ از روی علم و یقین سخن نمیگوید ؛ روایات را بدون آگاهی نقل میکند ؛ چون تند بادی که گیاهان خشک را بر باد دهد ، روایات را زیر و میکند که بی حاصل است .
به خدا سوگند ، نه راه صدور حکم مشکلات را میداند ، و نه برای منصب قضاوت أهلیّت دارد، آنچه را که نپذیرد علم به حساب نمی آورد ، و جز راه و رسم خویش ، مذهبی را حق نمیداند ؛ اگر حکمی را نداند آن را میپوشاند تا نادانی او آشکار نشود ؛ خون بی گناهان از حکم ظالمانه ی او در جوشش و فریاد میراث بر باد رفتگان بلند است . به خدا شکایت میکنم از مردمی که در جهالت زندگی میکنند و با گمراهی میمیرند ، در میان آنها ، کالای خوارتر از قرآن نیست ؛ اگر آن را آنگونه که باید بخوانند ؛ و متاعی سود آورتر و گرانبهاتر از قرآن نیست اگر آن را تحریف کنند ، و در نزد آنان چیزی زشت تر از معروف ، و نیکوتر از منکر نمیباشد»[2]
حضرت امیر (ع) شرایط را به زیبایی ترسیم کرده است ، ولی واقعا چرا این شرایط و ویژگی ها یی که حضرت بیان کردند با همه زمانها ،قرون و اعصار مطابقت دارد ؛ پاسخ این است که این گفتارها رهنمودهایی هستند برای مبارزه ی حق علیه باطل ؛ که تا دنیا ، دنیا است این جبهه ی حق و باطل هم هست ولی آیا ما خود را در این جنگ یافته ایم ؛ که در کدام جبهه و زیر بیرق چه کسی سینه میزنیم ، به زعم من کوچک زیر بیرق هرکه هستیم باید انقلابی باشد ، باید کسی باشد که از بیان حقایق و دفاع از ولایت هیچ واهمه ای نداشته باشد و همه ی ترسش از خدا باشد و دکتر احمدی نژاد که محبوب جمهور است این ویژگی هارا در این 8 سال داشته و بقول شهید دکتر علی شریعتی:«... اگر میخواهی باور کنم که از مایی ، وقتی از محمد (ص) میگویی ، از علی (ع) میگویی ، از ائمه میگویی ، از قرآن میگویی و از هرچه میگویی باید به کربلا گریز بزنی ،برهرچه میکنی و هر چه میگویی باید امضاء کربلا باشد ،تا سندیت داشته باشد و قبول کنم»[3] و تو اینگونه بودی محبوب جمهور مردمی نژاد ، احمدی نژاد و ما تو را قبول کردیم چرا که هر جا قرار گرفتی پای سخنانت امضاء کربلا و منتقم کربلا بود .
خدا قوت حاجی



1.خطبه 4 نهج البلاغه
2.خطبه 17 نهج البلاغه
3.مجموعه آثار شهید شریعتی7(شیعه)

نظرات() 

قیام خون علیه شمشیر

یکشنبه 28 آبان 1391

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

قیام خون علیه شمشیر
همه میدانیم که برای اصلاح 1 چیزی ، 1 روند باید شناخت کافی از آن داشته باشیم،باید نقاط بحرانی،پستی و بلندی،قوت و ضعف آن را بخوبی بشناسیم.
و ما در این بلاد آیین جمهوری اسلامی را پیش گرفته ایم، احکاممان بر مبنای اصول و سنتی است که از قرآن و رسول (ص) واهل بیت عصمت و طهارت به ما رسیده است .
اما تمام اصول و سنت  در عصر پیامبر (ص) به یک باره اجرا و عملی شد؟
حضرت رسول مدینه فاضله ای که بنا نهادند به یک باره شکل فاضل را به خود گرفت؟
آیا نباید روند شکل گیری یک امت واحده مسلمان در عصر حضرت رسول(ص) را بررسی کرد؟
حال ما در بطن یک جمهوری اسلامی هستیم که ادعا میشود از اصول و سنن اسلامی بخصوص سنت اهل بیت عصمت و طهارت نشاءت گرفته ، جمهوری اسلامی که مردم ایران در سال 57 رقم زدند و رهبری این جریان بدست امام خمینی (ره) بود .
 آیا مردم ایران با گفتمام جدیدی روبرو بودند ؟ یا برای خروج از بن بست رژیم شاهنشاهی تن به ورود به یک نظام اسلامی دادند ؟ آیا خواسته های مردم که در آن روزها در قالب شعار ها نهفته بود به حقیقت پیوسته است یا نه؟چرا؟
آیا حضور مردم از سر هیجان بوده ویا برای رهایی از زنجیر اسارت طاغوت؟(اتفاقی که برای بعضی ها در فتنه 88 رخ داد و صرفا برای ماجراجویی پا به میدان گذاشتند.)
آیا بنی امیه و بنی عباس که دایه داران نظام اسلامی بودند ، طاغوتی نبودند؟؟؟!!!
بهتر است بگویم میتوان از جرگه ی ظلم و طاغوت باشی و لباس مردم فریب اسلامی نیز بر تنت  باشد و به دنبال سود جویی و منفعت طلبی خود باشی.
عدالت و مهرورزی و رفع تبعیض از مهمترین برنامه های جمهوری اسلامی بود،ولی آیا این مهم به حقیقت پیوست یا نه؟
به ذکر 1نمونه از اجرای احکام اسلامی در زمان پیامبر (ص) اشاره میکنیم:
«زنی از طبقه اشراف مدینه دست به دزدی زده بود ، پیامبر اکرم(ص) دستور اجرای حکم اسلامی را مبنی بر قطع انگشتان او صادر کردند ، برخی از بزرگان قریش جمع شده به محضر پیامبر رفته وتعجب خود را از این رفتار پیامبر (ص) که چگونه میخواهد دست یکی از زنان صاحب نفوذ و اشرافی را قطع کند ابراز نمودند؟! آن حضرت در پاسخ فرمودند : عامل تباهی و انحطاط اقوام گذشته همین بود که احکام اجتماعی و قوانین الهی را فقط در حق ضعیفان و قشر فرو دست جامعه اجرا میکردند ، اما هنگامیکه نوبت به اقشار فرادست میرسید از اجرایدستور الهی خودداری مینمودند.»
(میرزا حسین نوری ، مستدرک الوسائل ، ج 18 ، باب1 ، ص7 ، حدیث1)
این نمونه ای بارز و آشکار از اجرای عدالت اسلامی است بدون هیچ صلاح دیدی و بدون هیچ تشخیص مصلحتی که جمعی که خود را بزرگ خطاب میکند بر حضرت رسول(ص) وارد میشوند و نبی خدا را به مصلحت اندیشی فرا میخوانند .
حال جمهوری اسلامی عدالت و قضاوت را برای همه یکسان اجرا میکند یا همین حکومت اسلامی برای برخی از اقشار مصونیت قضایی ایجاد کرده است.
نمیخواهیم بصورت مصداقی وارد مسئله شویم چرا که هر روزه شاهد بسیاری از ناعدالتی هستیم ، اما تاکید ما بر این است که چرا حضرت رسول(ص) به این اندازه برای اجرای حکم یک اشرافی ویا یک اشراف زاده اصرار میورزد؟
چرا برای اجرای حکم کلان مفسدان زمان مصر است؟
وقتی زندگی بزرگان را میبینیم ،متوجه میشویم که در زمان خود بزرگترین مقلد شیطان را هدف قرار داده و بر علیه آن شوریده اند ،نه اینکه به مجازات یک یا چند خرده پا بسنده کرده باشند ، این رفتار ،رفتاری است که ما باید پیش بگیریم و به آن عمل کنیم.
امام حسین (ع) عالی ترین رتبه حکومتیدر زمان خود را نشانه رفت و با آن به مبارزه برخاست وحماسه ای آفرید که همه در سراسر دنیا از آن برای منقلب ساختن و تغییرات بزرگ الهام میگیرند ، نمونه ی بارز آن امام خمینی (ره) زمان ماست که تمام قد در مقابل شاهانی که حکم تجاوزگری و غارت ایران عزیز را برای اجنبی ها امضاء کرده بودند ایستاد.
این روحیه آمد تا رسید به رزمندگان 8 سال دفاع مقدس در جبهه ها نوجوانانی را میبینی که بعضا با یک سلاح ساده ایستاده اما نشانه اش به طرف دشمن بعثی مقابلش نیست بلکه او صدام و آمریکا را هدف قرار داده .
این رشادت ها آمد تا رسید به 8 ماه دفاع مقدس در فتنه 88 که جوانان ایرانی فتنه گران زمان که هیچ،بلکه بزرگ فتنه گران تاریخ یعنی انگلیس خبیث، امریکا و صهیونیست را هدف قرار داده بودند.
حال رسیدیم به زمانی که به قول حاج محمود احمدی نژاد ،مردم ایران هرکه راکه مانع پیشرفت ایران اسلامی  عزیز شود از آن عبور خواهد کرد؛ مردم بزرگ وشریف ایران به خوبی دشمنان خود را میشناسد،علی الخصوص خائنین و منافقینی که لباس زیبای اسلام بر تن و دروغ بر زبان دارند ولی بر علیه ملت مسلمان و آرمانهایش گام بر میدارند.
مردم این خائنین را پشت سر میگذارند ، این خائنین همانانی هستند که بر خلاف بیانات رهبری حرکت میکنند ، حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای می فرمایند:«[خطاب به مسئولین]این یک فرصت است برای مسئولین که به مردم خدمت کنند .»در این هنگام دست به سینه و آرام و بی تحرک یک گوشه نشسته اند و کاری نمیکنند.
بار دیگر امام خامنه ای (مد ظله العالی) میفرمایند : بر هم زدن نظم و آرامش مملکت خیانت است؛در این هنگام غوغا به پا میکنند و کاملا بر خلاف نظر رهبری عمل میکنند .
مردم بصیر و آگاه و عزیز ایران پیام های مقتدا ی شان را بخوبی و شفاف و صریح دریافت میکنند و به فضل الهی و با لطف خداوندی خدمت گذاران واقعی را از خائنین تشخیص داده و به موقع اقدام لازم را اجرا میکنند.

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علیرضا شیخ‌بابایی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

  • علیرضا شیخ‌بابایی

    (147)

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :