تبلیغات
سلام بر آزادی - مطالب ابر صلح
سلام بر آزادی
عدالت و مهرورزی
اعتقاد به معاد، سرچشمه همه آزادی‌های واقعی است. او را از اسارت و بندگی هوای نفس می‌رهاند و راه را برای آراستگی به اخلاق جاودانه و آزادی معنوی فراهم می‌كند (اسحاقی، 1384،‌ ص 135).

fb.com/alireza.SheykhBabaei

جنگوصلحوکشک ...

دوشنبه 29 اردیبهشت 1393

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

با عطف به مطلب "چیزی به نام صلح" در می یابیم که چیزی به نام صلح وجود ندارد (به زعم بنده) ؛ ما در دنیایی زندگی میکنیم که بیشترین اهمیت را به تکنولوژی صنایع جنگی میدهند ، مقدار کلانی از بودجه هر کشور هر ساله برای تأمین نیروهای مسلح آن کشور و دست یابی به سلاح هایی با کارآمدی بیشتر هزینه می شود ، تمام اینها برآمده از خوی جنگطلبی هر کدام از بلوک های قدرتمند جهان است ؛ حال فرآیندی که در این پروژه اتفاق می افتد بیشتر به نفع بلوک غرب جهان است ، چگونه ؟ پاسخ سهل الوصول است ، بدین ترتیب که با داشتن پیشرفته ترین ادوات نظامی به راحتی از خود میتواند دفاع کند و همینطور با اشاعه رعب و وحشت در جهان نسبت به کشور های دیگر محصولات نظامی خود را می فروشد و با پولی که خود منتشر کرده و در جهان آن را به پایه ی مبادلات تبدیل کرده سرمایه ای که خرج کرده دوباره به کشورش بازگردانده می شود و طبیعتاً با عطف به این نکته که دوران جنگ سرد به پایان رسیده انبار کشورها پر از محصولات نظامی ناکارآمد می شود و فقط سرمایه ی غرب هست که تأمین شده است.

پ ن : جنگی هم که در سوریه برنامه ریزی شده پیش می رود نیز دقیقاً در همین تعریف می گنجد ، بدین گونه که انبارها از سلاح ها پر شده است و باید به هر نحوی استفاده شوند و تولید تجهیزات نظامی دوباره رونق بگیرد و طرف های درگیر ، علی الخصوص جبهه تکفیری که از پلشت ترین افکار بهره مند است برای تأمین مهمات خود خزانه ها و ثروتهای انباشته شده ی پشتیبان های خود را خالی میکند ؛ و اینگونه ثروتی به واسطه ی وقوع جنگ به غرب سرازیر می شود. (پرداختن به این نکته که زمین جنگ کجا باشد؟ یا به عبارت دیگر برنامه ریزی برای مکان یابی جنگ فرصت دیگری می طلبد که در فرصت های دیگر بدان می پردازیم.)

به امید صبح روشن

نظرات() 

چیزی به نام صلح ...

چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

وقتی واژه ی صلح را با خود مرور میکنید واژگان دیگری از قبیل ، جنگ ، خشونت و ... نیز برای فهم درستی از واژه ی صلح به ذهن شما متبادر می شود .
اما به واقع چرا اینگونه است چرا صلح باید معلول علتی مانند جنگ باشد ، چرا برای تعریف آن باید به سراغ خشونت برویم ؛ آیا بدون ایجاد خشونت و درگیری چه از نوع لفظی میان دونفر ، چه از نوع جنگ سرد میان شماری از متفقین و متحدین نمیتوان به صلح دست یافت ؟
اما زمانی موضوع جالبتر می شود که قدرتهایی برای برقراری صلح به خشونت موهومی دست میزنند و زمینه را برای برقراری صلح از راه خشونت هموار می سازند ؛ بعنوان مثال میتوان به وقایعی که امروزه ایالات متحده سردمدار آن است اشاره نمود ، مانند حمله اش به عراق با این بهانه که عراق با داشتن سلاح های کشتار جمعی مانع صلح و ثبات جهان است اما نیک همه میدانیم که با این قشون کشی ها نه تنها صلح ی حاصل نشد بلکه انسان های بی گناهی از دنیا رفتند و ویرانی هایی که به واسطه ی جنگ افروزی امریکا (چه در شهر ها و چه در محیط زیست) پدید آمد جبرانشان ملال آور و فوق العاده هزینه بر است .
این قبیل برقراری صلح ! را میتوان در حیطه های مختلف نیز بسط داد ، چه با عملیات فکری پیش برد (جنگ نرم) چه با جنگهای سرد .
آن چه که از گفتار بالا به دست می آید این است که لازمه ی برقراری صلح میتواند دو گزاره ی عمده باشد ؛ آن دو گزاره به قرار ذیل می باشد :

1_امنیت : به نظرم جهان شمول ترین تعریفی که از امنیت میتوان داشت این است که انسان هراسی برای از دست دادن چیزی نداشته باشد ، در همین حال در امنیت و آسایش خاطر به زندگی خود ادامه میدهد .
در ادامه ی این تعریف به این نکته دست پیدا میکنیم که چه چیزی مخل این آرامش درونی انسان است و یا چه عاملی آن را برای نشان دادن واکنش تحریک میکند ، میتوان گفت بسته به انسان این محرکها طیف وسیعی را شامل می شود ، از هیچ بگیر تا همه چیز ! ؛ بعضی ها اگر اعضای بدن شان را هم از آنها بگیری هیچ نمی گویند اما در مقابل اشخاصی هم هستند در آن سوی دنیا با از دست رفتن دومیلیون قطعه ماهی در فشافویه احساس مسئولیت کرده و نسبت به آن هشدار می دهند.
اما اگر بخواهیم نگاه سیاستمدارانه تری نسبت به موضوع امنیت داشته باشیم ، باید بگوییم امنیت برآیندی از اعمال حکمرانان یک کشور است ، بعنوان مثال کشوری که در آن صبح از خواب بیدار شوی و با این تیتر در روزنامه ها مواجه شوی که جزایر کشورت را به کشور دوست و همسایه تقدیم کرده اند اصلاً آرامش نخواهی داشت و زمانی که آرامش نداشته باشی امنیت نداری. یا اینکه تیتر روزنامه از بی ثباتی در قوانین و سیاست های پولی کشورت خبر دهند و یک مرجعی بعنوان مثال بدهی خود را 18هزار میلیارد تومان اعلام کند ، یکی دیگر 28 هزار میلیارد تومان و دیگری از همان جبهه 38هزار میلیارد تومان ! (آن هم در موضوعی واحد و در برهه زمانی واحد) شما یقیناً در این کشور امنیت نخواهید داشت .!

2_ حکومت : بازوی دوم در برقراری صلح ، حکومت است ؛ حکومت ها برای برقراری صلح بین مردمان کشور خودشان از هیچ عملی دریغ نمیکنند ، این حکومتها هستند که قدرت دارند و با در دست داشتن قدرت تمام سیاست های خود را برای به راه آوردن مردم و زیر دستان خودشان(بنابه تعریف خودشان نه بنده) اِعمال می نمایند ؛ برای حکمرانی ، توجه نمایید حکمرانی بر مردم چه در سطح جهانی و چه در سطح یک کشور کوچه باید قدرت خصوصی سازی شود ، و به عبارتی باید در دست اشخاص موجه ی قرار گیرد که مورد تأئید شورای حکمرانی است و هیچ عنصری خارج از دایره ی الیگارشی سرمایه داران قدرتمند نمیتواند حکمرانی کند و اگر به این مقام نائل شود محکوم به تکفیر و نابود شدن است. و در نهایت زمانی امنیت حاصل می شود که این جنس از حکومت با مدیریت مردم تعویض شده و خود مردم با قدرت حکمرانی کنند و هر آنچه که مردم اراده نمایند به وقوع بپیوندد.

به امید صبح روشن

 

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علیرضا شیخ‌بابایی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

  • علیرضا شیخ‌بابایی

    (147)

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :