تبلیغات
سلام بر آزادی - مطالب ابر دکتر احمدی نژاد
سلام بر آزادی
عدالت و مهرورزی
اعتقاد به معاد، سرچشمه همه آزادی‌های واقعی است. او را از اسارت و بندگی هوای نفس می‌رهاند و راه را برای آراستگی به اخلاق جاودانه و آزادی معنوی فراهم می‌كند (اسحاقی، 1384،‌ ص 135).

fb.com/alireza.SheykhBabaei

رخ افروخته ...

شنبه 27 آبان 1396

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

جز به عاشق منما آن رخ افروخته را ...
پس از مدتها یک اقدامی دیگر از سوی جریان عدالتخواه نقل محافل شده و زبان به زبان بین مردم میگردد.
#بست_نشینی اینروزهای مهندس بقایی و همراهانشان در محضر سیدالکریم و پناه جستن به ساحت آن عزیز پیامهای زیادی دارد که کم و بیش دوستان به تحلیل آنها پرداخته اند.
از عاقبت این اقدام گرفته تا بازگشایی درهای رحمتی که هم اکنون هم میتوان گوشه هایی ازان را مشاهده کرد.
عاقبت این عمل خودِ این عمل است ، حال که دیوار محاکم هیچ دروازه ای برای ورود خلق آزاد ندارد ، محکومین به نزد خلق آمده اند تا خود را نزد مالک حقیقی دیوان قرار دهند.
و اگر حسابرسی قرار است بازخواست کند چه حسابرسانی بهتر از مردم.
این وجهی از عاقبت عمل و مهمترین قسم آن است که به محض برقراری ،به وقوع پیوست ، اما وجه دیگر این جریان تزریق امید و جان گرفتن روح حق طلبی میان عدالتخواهان است ، شاید اگر به عقب بازگردیم ،به سالهای 84 و یا 92 این پیوند و یکپارچگی میان جوانان آزادیخواه را شاهد نبودیم که امروز با قریب ۲۰۰۰ امضا طوماری در راستای حمایت از این اقدام امضا کرده اند. 
سوال اینجاست که آیا این جوانان از سرِ هیجان دست به این اقدام زدند ؟ اقدامی که هرکه نامش دران رفت برچسبها و انگها بود که خورد ؛ پس جریان از چه قرار است ؟؟؟ ماجرا فراتر از یک بازی سیاسی ست ، بحث بر سرِ احیای عدالت است، عدالتی که خود باطن دیانت است اگر عدل و قسط ی برقرار نباشد حرف از وجود دیانت وهمی بیش نیست و برای اصحاب زور پوششی ست تا احکام ظالمانه ی خود را به کرسی بنشانند ، این جوانان به خوبی شرایط حاکم را سنجیده و دریافته اند که پناه جستن به حرم عبدالعظیم آخرین ملجأ آنان است؛ جوانانی که جدا از سوگیریهای سیاسی خود چه اصلاحطلب و چه اصولگرا و ... با این حرکت همراهی کرده و برای برقرای عدالت از هیچ تلاشی فروگذار نکرده اند.
  بامید نشستن همای سعادت بر دوش مجاهدان ✌️


به امید صبح روشن ...

نظرات() 

شکوه همبستگی ...

چهارشنبه 24 خرداد 1396

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

چندی پیش خبری مبنی بر تخلیهی محل اسکان محافظان دکتر احمدی نژاد بدستور مقامات قضایی و با پیگیریهای مستمر دولت مستقر احوال همهی دوستداران "بهار"  را مشوش کرد، چه در داخل کشور و چه عزیزانی از خارج کشور که با پیامهای خود این ناراحتی را ابراز داشتند. اما این اقدام باعث شد پیوند میان دوستداران بهار عمیقتر و شادابتر از قبل دنبال شود و حتی با این بهانه خیل مشتاقان دولت بهار از جای جای کشور برای تازه کردن دیدار با یارِ بهاریشان دکتر احمدی نژاد ، با زبان روزه عزم سفر کرده و وی را گرم در آغوش گرفتند و خداقوتی جانانه همراه با محبتی بی پایان نثار سربازان خدوم سپاه انصار کردند که در سخترین شرایط دست از انجام وظیفهشان نکشیدند.
این اتفاق از چند وجه قابل تامل است ؛ عزیزانی به شرایط حساس امنیتی کنونی پرداختند و از تهدید جان رئیس جمهور سابق نوشتند ، بزرگوارانی از تناقضات حقوقی و زیرپا گذاشتن قانون دراین رابطه سخن گفتند و سایر مباحثی که مطرح شد ؛ اما در این مجال کوتاه بنده میخواهم واکنشی که مردم عزیز در مواجهه با این رویداد داشتند را مورد توجه قرار دهم ، مردمی که با شنیدن این خبر سیل کمکهایشان را روانه میدان72 نارمک کردند و در چندین روز پیاپی گرد هم جمع شدند تا بگویند یارِ مظلومِ مظلومان تنها نیست و در کنار هم تا رسیدن به سر منزل مقصود از جان و دل مایه خواهیم گذاشت.
به شخصه این رفتار و طرز برخورد انسانهای دغدغهمند را تجربه کردهام و از نزدیک میزان عشق آنها را به همنوع خود دیدهام و همین نکته وجه تمایز مشتاقان بهار و آزادیخواهانِ عدالت طلب است که هرگاه درد مردم را دیدهاند ، رنج و سختیشان را شنیده اند، حال درونیشان دگرگون شده و برای زدودن غبار غم از چهره دردمندان هرکاری که از دستشان برآمده انجام دادهاند ؛ دوستداران بهار برای احقاق حقوق حقهی مظلومان معطل نظر این و آن نمیمانند و خودشان دست به کار شده و از همنوعان خود دستگیری میکنند.
مشخصه ی اصلی دوستداران دولت بهار همین حس نوع دوستی و احترام به کرامت انسانی است که در روابط اجتماعی چیزی بالاتر از این یافت نمیشود و یارانِ دولت بهار به زیبایی این حقیقت را یافتهاند که برای رسیدن به انسان کامل و آن جامعهی آرمانی بایستی در کنار هم قدم برداریم و دست یکدیگر را بگیریم و در این راه پر فراز و نشیب یار و همراه یکدیگر باشیم ؛ فرقی نمیکند روزی دکتر احمدی نژاد به یاری مظلومان شتافت و امروز مظلومان با سیل محبتشان به یاری دکتر آمدند ؛ روزی همسایه مان ، روزی دوستمان نیاز به کمک دارند ، ما دوستداران بهار وظیفه خود میدانیم که دستشان را بگیریم ؛ و یا حتی روزی دشمنمان نیاز به کمک دارد، مرام و مکتب ما اجازه نمیدهد که ساده از این قضیه عبور کنیم و باید تلاش کنیم که دشمنمان نیز از بند ظلمت رها شود مصداق بارز این هم نامه هایی است که دکتر احمدی نژاد به رئسای جمهور پیشین و کنونی امریکا نوشتهاند .
مردم عزیز و بزرگوار همبستگی خودشان را به نمایش گذاشتند و نشان دادند که عهد و پیمانشان نه تنها گسسته نشده بلکه از هر زمان دیگری محکم تر است. 

به امید صبح روشن ...

نظرات() 

چند حبه قند ...

سه شنبه 29 فروردین 1396

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

با بالا گرفتن تب انتخابات و پایان فرصت نام نویسی و آغاز بررسی صلاحیت کاندیداها ، مهمترین رویداد امسال وارد فاز جدید شد ؛ که قصد داریم به چند نکته اشاره نماییم.
.
اول. اینکه تعداد بالای ثبت نامی ها در ستاد انتخاباتی همگان را شوکه کرد به نحوی که از سخنگوی شورانگهبان تا مدرس حوزه قم خواستار اصلاح و تصویب قانون جدید در رابطه با ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری شدند؛ حتی بعضی ها از این رو خواستار برپایی نظام پارلمانی شدند و از مراجع ذیصلاح خواستند تا به این یشنهاد فکر کنند.
اما چه شده است که از ثبت نام جمع کثیری از هموطنان ، صاحب منصبان و تریبون داران چنین نتیجه گیری کردند که باید این روند اصلاح شود ، خود دانند ، اما اولین چیزی که به ذهن خطور میکند اینست که درخواست کنندگان با هم به اتفاق یک چیز را فریاد میزنند و آن محدود کردن و گذاشتن شاخص های دیگر در همان ابتدای کار یعنی ثبت نام است ، شاخص هایی نظیر " رجال سیاسی " که خود به تنهایی از پس همه بانوان برآمده و نشان میدهد بانوان حقی در این زمینه ندارند و در ادامه شاید بندهای دیگری هم به آن اضافه شود تا در همان گیت ستاد انتخاباتی از ورود مشمولان ممانعت بعمل آید مثلا " رجال سیاسی که تا بحال خانه نشینی داشته اند برای ثبت نام مراجعه ننمایند ! " ؛ اما نکته ای که در این میان مغفول ماند این بود که خیل کثیر ثبت نام کنندگان صرفاً خیال تصدی کرسی قدرت نداشتند و خواستند از این فرصتی که جمع رسانه ها جمع است صدای خود را به گوش مسئولان برسانند ، از خانمی که پس اندازش در موسسه غیرقانونی بر باد رفته بود ، از جوانان بیکاری که کارشان را از دست داده بودند و ... که همهی اینها با یک برنامهی دقیق حساب شده نادیده گرفته شد و رسانه ها بیشتر بجای اینکه به درد این افراد گوش بسپارند در حال پاک کردن لنز خود برای ثبت تصویری بی عیب و نقص از افراد مشهور بودند و گاهی هم به جای کمک ، نمک به زخم مردم میپاشیدند و آنها را به باد سخره میگرفتند، اما اینها گوشه ای از هماهنگی میان ماشین رسانه ای و مسئولین بود تا قوانین دیگری برای انتخابات های آتی وضع کنند.
دوم. اینکه پس از ثبت نام دکتر احمدی نژاد و مهندس بقایی در انتخابات همان ماشین رسانه ای که به دنبال خفه کردن صدای مردم هست اینبار برای کنار زدن نماینده ی مردم در سالهای 84-92 دست به کار شد و شاهد تحلیلهای عریض و طویلی مبنی بر زیر پا گذاشتن توصیهی رهبری توسط احمدی نژاد بودیم، این ماشین رسانهای که همگی استقلالشان را به تکیه بر پایههای قدرت فروختهاند ظاهراً فراموش کردهاند که رهبری در جلسه هیئت دولت فرمودند که این دولت قطار انقلاب را به ریل بازگرداند ؛ و حتما مستحضر هستند که آن توصیه تابستان سال پیش در یک جلسه ی خصوصی که به طور مرتب بین رهبری و دکتر احمدی نژاد صورت میگرفت مطرح شد. اصرار این جماعت بر حذف کاندیداها قبل از رای دادن مردم حاکی از پروژهای است که در حال اجراست و جالب اینجاست از عطااله مهاجرانی تا تحلیلگران راست داخلی بر این امر وحدت دارند و همگی به شورای نگهبان توصیه میکنند که کاندیداهای این جریان (بقایی- احمدی نژاد) را حذف کنند تا برای کشور دوباره هزینهساز ! نشوند. و همینطور این جماعت به شکل ضمنی و غیر مستقیم با این اقدامات کوکورانه شان بر مهندسی انتخابات از سوی نهادهای قدرت در ایران صحه میگذارند و نمیدانند که با این کار چه لطمهی بزرگی بر وجهه ی آزادی و استقلال کشور وارد میکنند.
سوم. اینکه مقامات قضایی در طول روزهای اخیر صحبتهایی علیه دکتر احمدینژاد و مهندس بقایی انجام دادند نظیر این مورد : " بیگناهی آقای بقایی هنوز اثبات نشده است ." که خب با یک پرس و جوی ساده معلوم میشود که این اتهام زننده است که باید ادلهای دال بر ادعاهای خود برای اثبات در دادگاه ارائه دهد نه متهم و با وجود اینکه چندین ماه مهندس بقایی در زندان به سر میبرد قطع به یقین اگر اتهام ایشان ثابت می شد ، تابحال رنگ آزادی را به خود نمیدید.
به امید صبح روشن

لینک مستندات اشاره شده در پیوست میباشد.

نظرات() 

سیل خبری ...

یکشنبه 13 فروردین 1396

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

در این بازهی زمانی منتهی به انتخابات امواج سهمگین خبری انتخاباتی است که حال و هوای این روزهای جامعه را زیر و رو میکند و سعی میکند دامن هر فرد را بدین امر آلوده سازد ؛ انتخابات به خودی خود یک رویداد شگرفی است ، یک رخداد بزرگ که قاطبه ی مردم در آن شرکت نموده و سکان هدایت کشور را برای چهار سال به دست جریانی می سپارند که نماینده ای در انتخابات دارد.
اما از حجم بالای اخباری که بر روی خروجی های مختلف قرار میگیرد ، از خبرگزاری ها بگیر تا دهان این و آن چیزی که مهم است و در عین حال مغفول مانده اول بیانیه دانشجویان دانشگاه های تهران به ریاست سازمان حج ، مبنی بر شفاف سازی توافق ارگان مذکور با رژیم عربستان سعودی جهت عزیمت زائران به خانه خداست، که تمام خواسته ی مطروحه در این نامه روشن شدن تکلیف جنایاتی است که رژیم آل سعود طی سالهای متمادی علیه زائران سرزمین وحی روا داشته و این که بنابر چه صلاح دیدی دوباره مسئولین میخواهند زائران را به دست قاتلین و خونخواران مردم #یمن بسپارند ؟ البته اینها سوالاتی است که توقع پاسخ دادن به آنها نمی رود.
اما خبر دوم هم مثل خبر اول روی اجابت را به خود نمیبیند ، " دعوت #مهندس_بقائی برای مناظره با روحانی در میدان آزادی " و در پی آن توئیت های جنجالی مهندس بقائی پیرامون قتلهای زنجیره ای دهه هفتاد که جمعی از مسئولین وقت ، صاحب کرسی و ریاست در زمان حال هستند ، عالیجنابانی که در پردهبرداری از حقوق شهروندی حضور داشتند و روحانی را همراهی میکردند.
این درخواست و مطالبات همهی اهالی سیاست را غافلگیر کرد ، آنچنان این مطالبات مسئولینی که باید پاسخ بدهند را دچار سرگیجه کرده است که پیاده نظام رسانهای آنها برای لاپوشانی و عبور از این خواستههای بحق ، تنها راه چاره را لطیفهسرائی برای درخواست مناظره در میدان آزادی دانسته تا حواسها را به جای دیگری سوق دهند یا اینکه بعضی ها هم گفتند بقایی میخواهد با این کار رآی فروهرها را به دست آورد ، پاسخ اینست که این وقایع مشتی است نمونه خروار که تا بدانها رسیدگی نشود هیچ ضمانتی برای عدم تکرار آن فجایع وجود ندارد پس به جای این قبیل مغاطلات ، پاسخ دهید و با گرفتن ژست طلبکارانه صورت مسئله از یاد نخواهد رفت و به زودی زود هویت خفاشانی که خرقه بیالوده اند و خون مردم را در شیشه کردهاند و خودخواسته و آگاهانه مردم را به قتلگاه ضحاکان زمان فرستادند ، فاش خواهد شد .
به امید آزادی و به امید صبح روشن ...

نظرات() 

قاب ها خود به خود بسته نمیشوند ...

دوشنبه 6 مهر 1394

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، چند رسانه ای، 

شاید اگر بگوییم برای به سرانجام رسیدن یک پروژه 80 الی 90 درصد انرژی و تمرکز بر روی نحوه  و پرداخت فرم هزینه شود گزافه گویی نکرده ایم ، در وبلاگ جایی برای تفلسف مقداری به فرم پرداخته ایم که مطالعه ی آنها خالی از لطف نیست .
در این مجال قصد داریم تا تمرکز خود را بر روی پروژه ای به نام " مصاحبه " که از اقسام اقدامات ژورنالیسمیست معطوف کنیم و طبق مقدمه ی دو خطی که از نظر گذشت بیشتر من باب فرم آن بحث خواهیم کرد . طبق آغاز هر مسئله ، ابتدا سوالی شکل خواهد گرفت ؛ اینکه فرم در مصاحبه چه طور میتواند باشد ؟ چه کارایی دارد ؟ تا چه اندازه میتواند آوانگارد منشانه پیش برود و بدیعیات را رقم بزند ؟ 
به معنای واقعی کلمه میتوان گفت هندسه ای که در قاب رسانه ( که گاه تلویزیون است یا گاهاً میشود تصویری بر روی نت یا روزنامه ) ترسیم خواهد شد پیام های متنوعی را میتوان حمایل کند ، میتواند به مخاطب بگوید که ذهن خود را باز کن و با دیدی وسیع به این پدیده یعنی مصاحبه و استثنائاً به طرفین مصاحبه نگاه کن و یا بلعکس.
همینجا اشاراتی به مثال دیگری خواهیم زد ؛ یک سالن سینما را در نظر بگیرید ، این سالن در وقت نمایش میشود یک فضای تاریک و محدود ، یک پرده و یک سری تصاویری که ما روی پرده خواهیم دید ، همین را که من اسمش را فیزیک فضا میگذارم خود حامل پیام هایی است ! اگر ژرف نگاه کنیم میبینیم که این فضا به ما میگوید که زندگی ! و آن چیزی که به دنبال زی آن هستید روی این پرده نمایش داده خواهد شد و غیر از این چیزی نیست همه اش سیاه و تباه است ، هرچه هست همین زندگی و جریانیست که روی پرده میبینید.
برگردیم به بحث مصاحبه به طور مثال با دقت به تصاویر ذیل نگاه کنید :



یک پدیده بعنوان مصاحبه در دو فضای کاملاً متفاوت برگزار می شد ؛ اولی مربوط به مصاحبه رییس جمهور وقت ایران در مقابل یک مصاحبه گر خارجی است که بنا بر روایت تصویر رییس جمهور تلاش دارد تا پوزیشن مناسبی در مقابل دوربین خبرنگار اتخاذ کند یا به عبارتی خود را مطابق با قابی که برای او تدارک دیده اند تنظیم کند .
و تصویر دوم مربوط به مصاحبه ی وزیر خارجه بریتانیا با شبکه خبر ایران هست که فضای متفاوت این مصاحبه با فضای مصاحبه های معمولی که ما دیده ایم کاملا ًمحسوس است . هاموند در فضایی فراخ و سر سبز همراه با نور طبیعی و در فضایی که ما بنا بر شرایط حاضر ( نظیر میز و صندلی که اغلب ما آنها را در سریال ها و فیلم ها برای صرف چای عصرانه شاهد بودیم ) آن را دوستانه مینامیم ، انجام شده است .
در حال حاضر فقط ما قصد داریم به فرم این پدیده ی رسانه ای بپردازیم ؛ بیایید یک بار دیگر با دقت به این تصاویر نگاه کنیم ؛ ذهنمان را از پیشینه ی هر دو نفری که در دو مصاحبه ی مختلف داریم پاک کنیم و فقط فضای این پروژه ها را مد نظر قرار دهیم.
برای مثال ما در تصویر نخست ، کاراکتری داریم که زیر نور های مصنوعی و در فضایی بسته در حال انجام مصاحبه است ، خود این گزاره حامل چه پیام هایی خواهد بود ، شاید برای من فضایی به نام فضای یک فیلم ساختگی یا فضایی که شک برانگیز است را می سازد و مرا جری میکند که به واو ، واو سخنان هر دو گوش کنم بدون اینکه آنها را باور کنم ! در این فضا مثل فضای سینما بعضی اوقات مخاطب مجبور است چشم خود را تنگ کند تا کاراکتر های خود را پیدا کند ، اینهم ضمیمه ای خواهد بود برای ایجاد یک فضای غبار آلود برای مخاطب .
اما مصاحبه دوم که در فضایی کاملاً متفاوت صورت گرفته شرایط دیگری را برای مخاطبان خود ترسیم میکند ، نور طبیعی ، صحنه ای که با المان های دوستانه ( میز و صندلی چای خوری ) صحنه آرایی شده و شاید از همه جذاب تر برای چشمان مخاطب باغی سرسبز و فراخ و دلکش که به عنوان پیش زمینه ی این مصاحبه (بله ! پیش زمینه ی مصاحبه!) انتخاب شده است ، باغی که محصور به هیچ هندسه ای نیست . حال شما از این فضا چه برداشت میکنید ؟ آیا نگاه شما متفاوت نخواهد بود ؟ آیا با چشمانی باز به دیدار این صحنه آرایی نخواهید رفت ؟ این فضا چه پیامی را به ذهن شما متبادر خواهد کرد ؟ آیا فضایی غیر از فضاهای دوستانه را میشناسید که در این قالب شکل گرفته باشد ؟ همه و همه موجب می شود که شما با یک دید مثبتی به این مصاحبه نگاه کنید ، آیا غیر از این خواهد بود ؟
و صد البته که این صحنه آرایی ها خود به خود نبوده ، چرا که اهل فن که گردانندگان این برنامه ها هستند میدانند که فریم به فریم ، قاب به قابی که مقابل دوربین بسته می شود دارای بار معنایی خاص هستند .
/
اما شاید این سوال به ذهن شما هم خطور کرده باشد که چطور میتوان این صحنه آرایی را به هم زد ؟ چطور میتوان جای مواخذه کننده و پاسخگر را عوض کرد و یا در یک شرایط متعادل هر دو طرف به یک تعامل روتین بپردازند ؟ چطور میتوان هر یک از طرفین جایگاه خود را حفظ کند و به یک تعامل مناسب و مصاحبت عادی بپردازند ؟
شاید یکی از متد هایی که ما مد نظر داریم متدی است که دکتر احمدی نژاد روبروی چارلی رز به خدمت گرفت ، و طبق آن و در مقابل پرسش های پرسشگر ، و به جای جواب خود سوال طرح میکند ، پنج سال قبل و پس از وقایع سال 1388 در زمان حضور دکتر احمدی نژاد (20سپتامبر 2010) در نیویورک چارلی رز مصاحبه ای را با ایشان تدارک میبیند ، از آن دست مصاحبه هایی که پرسشگر صحنه آرایی خود را دارد و طرف مقابل را مرتب مورد مواخذه قرار میدهد و علی الخصوص با توجه به شرایط وقت سعی میکند که عملکرد رییس جمهور را به چالش بکشد ، که با هوشیاری دکتر احمدی نژاد و طرح سوالاتی از خود پرسشگر برنامه و داشتن یک فیزیک بسیار تأثیر گذار در هنگام صحبت این قائله (ی صرفاً رسانه ای) را به نام خود تمام میکند .

(آرشیوی)
(آرشیوی)

شاید کمتر کسی از این توانمندی بهره مند باشد ، و شاید بتوان پوتین را نمونه ی دیگر برای کاربرد این متد مثال زد ، زمانی که در مقابل پرسش مصاحبه گر مبنی بر دخالت نظامی روسیه در سوریه موضع گیری میکند و به شهادت پیشرفت های پی در پی در سوریه بلوک غرب را بر روی صندلی متهم مینشاند و آنها را مخل امنیت جهان و بر پا کننده ی آشوب در سوریه میداند .
/
هوشمندی در مقابله با رسانه ، و برخورد صحیح با آن که شامل برخورداری از یک فرم مناسب و لحن باورپذیر است یک امتیاز ویژه محسوب می شود ، امتیازی که شاید با جابجا شدن میلیو نها برگه رأی همراه باشد. پس شاید در این برهه حتی اجازه دادن برای سخن گفتن بعضی ها به زیان و خسران خیلی منجر شود و حق و حقوقی پایمال گردد و یا کاملا بلعکس نشان دادن بعضی در قاب ها و اشاعه ی سخنان آنها خود منبعی برای تبعیض در امور مردم شود. و قس علی هذا ...
  

نظرات() 

چرا من ...

جمعه 8 اسفند 1393

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

چرا من احمدی نژادی ام ؟ سوالی است که بارها از خودم پرسیده ام و بارها مطمئن تر پاسخ گرفته ام ، اگر بخواهم یک برگشتی به عقب داشته باشم و وجهه ای از خودمو بازگو کنم باید بگم که عاشق بینظمی ام ! عاشق ریختو پاش اما دلیلش چیست ؟ دلیل اینکه من دوست ندارم قفلی بسته باشد و همه ی درها به روی من باز باشد ، چیست ؟ حال با من گامی به جلو بیائید ، یک سوال ؛ اگر ما منابعی داشته باشیم و اگر بخواهیم آن را به تعداد مشخصی تقسیم نمائیم با مخفی بودن آن منابع این امر میسر است ؟ مسلماً اینطور نخواهد بود ، زمانی توزیع عادلانه صورت میگیرد که همگان از ردیف های درآمدی و منابع و ردیف های خرجی آنها با خبر باشند .
من احمدی نژادی ام چون او به مراتب ثابت کرده که در هیچ فرمی محدود نخواهد شد و در سیر مشخصی که طی میکند طومار آنانی که استخوان شده اند در گلوی مردم به هم میپیچاند و بی نظمی را وارد امور آنها خواهد کرد که مجبور شوند دستهای مشت کرده شان را باز کنند و نشان دهند در دست چه دارند .
احمدی نژاد میگوید "صدها احمدی نژاد و امثال او فدای یک لحظه از عزت مردم" چرا ؟ او که میداند در بین مردم کسانی هم هستند که میخواهند سر به تن احمدی نژاد نباشد ، اما چرا او این سخن را گفته ؟ و نگفته "احمدی نژاد و صد تا مثل او فدای رهبری " ؟ چون او خوب میداند مردم فرم ناپذیرند ، و مرتباً در حال تکامل ، احمدی نژاد میداند که مردم در مقابل ظالمان خواهند ایستاد بدون اینکه مصلحتی را در نظر بگیرند ، احمدی نژاد میداند که اگر قرار است اتفاقی بیافتد از بین مردم کوچه و خیابان آغاز خواهد شد ، کمااینکه انقلاب 57 هم مردم پیش بردند و بدون خواست مردم اتفاقی نمی افتاد و بارها سخن امام روح الله را از زبان احمدی نژاد شنیده ایم که میگویند انقلاب در قلوب باید شکل بگیرد. و الا انقلاب کرده ایم برای چه ؟ این انقلاب فرصتی است برای دگرگونی برای همراه شدن با سیل عظیم مردم ، اگر اینطور نباشد مخالفانی که در خلاف جهت مردم گام برمیدارند به زیر سیل عظیم ملت غرق خواهند شد .
احمدی نژاد بارها و بارها خود را ثابت کرده ... فقط کافیست آیندگان ما برگهای تاریخمان را ورق بزنند.

پ ن : مطالعه این لینک
را بصورت مکمل با این مطلب توصیه میکنم.


به امید صبح روشن

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علیرضا شیخ‌بابایی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

  • علیرضا شیخ‌بابایی

    (147)

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :