تبلیغات
سلام بر آزادی - مطالب ابر جریان عدالتخواه
سلام بر آزادی
عدالت و مهرورزی
اعتقاد به معاد، سرچشمه همه آزادی‌های واقعی است. او را از اسارت و بندگی هوای نفس می‌رهاند و راه را برای آراستگی به اخلاق جاودانه و آزادی معنوی فراهم می‌كند (اسحاقی، 1384،‌ ص 135).

fb.com/alireza.SheykhBabaei

چیزی به نام صلح ...

چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

وقتی واژه ی صلح را با خود مرور میکنید واژگان دیگری از قبیل ، جنگ ، خشونت و ... نیز برای فهم درستی از واژه ی صلح به ذهن شما متبادر می شود .
اما به واقع چرا اینگونه است چرا صلح باید معلول علتی مانند جنگ باشد ، چرا برای تعریف آن باید به سراغ خشونت برویم ؛ آیا بدون ایجاد خشونت و درگیری چه از نوع لفظی میان دونفر ، چه از نوع جنگ سرد میان شماری از متفقین و متحدین نمیتوان به صلح دست یافت ؟
اما زمانی موضوع جالبتر می شود که قدرتهایی برای برقراری صلح به خشونت موهومی دست میزنند و زمینه را برای برقراری صلح از راه خشونت هموار می سازند ؛ بعنوان مثال میتوان به وقایعی که امروزه ایالات متحده سردمدار آن است اشاره نمود ، مانند حمله اش به عراق با این بهانه که عراق با داشتن سلاح های کشتار جمعی مانع صلح و ثبات جهان است اما نیک همه میدانیم که با این قشون کشی ها نه تنها صلح ی حاصل نشد بلکه انسان های بی گناهی از دنیا رفتند و ویرانی هایی که به واسطه ی جنگ افروزی امریکا (چه در شهر ها و چه در محیط زیست) پدید آمد جبرانشان ملال آور و فوق العاده هزینه بر است .
این قبیل برقراری صلح ! را میتوان در حیطه های مختلف نیز بسط داد ، چه با عملیات فکری پیش برد (جنگ نرم) چه با جنگهای سرد .
آن چه که از گفتار بالا به دست می آید این است که لازمه ی برقراری صلح میتواند دو گزاره ی عمده باشد ؛ آن دو گزاره به قرار ذیل می باشد :

1_امنیت : به نظرم جهان شمول ترین تعریفی که از امنیت میتوان داشت این است که انسان هراسی برای از دست دادن چیزی نداشته باشد ، در همین حال در امنیت و آسایش خاطر به زندگی خود ادامه میدهد .
در ادامه ی این تعریف به این نکته دست پیدا میکنیم که چه چیزی مخل این آرامش درونی انسان است و یا چه عاملی آن را برای نشان دادن واکنش تحریک میکند ، میتوان گفت بسته به انسان این محرکها طیف وسیعی را شامل می شود ، از هیچ بگیر تا همه چیز ! ؛ بعضی ها اگر اعضای بدن شان را هم از آنها بگیری هیچ نمی گویند اما در مقابل اشخاصی هم هستند در آن سوی دنیا با از دست رفتن دومیلیون قطعه ماهی در فشافویه احساس مسئولیت کرده و نسبت به آن هشدار می دهند.
اما اگر بخواهیم نگاه سیاستمدارانه تری نسبت به موضوع امنیت داشته باشیم ، باید بگوییم امنیت برآیندی از اعمال حکمرانان یک کشور است ، بعنوان مثال کشوری که در آن صبح از خواب بیدار شوی و با این تیتر در روزنامه ها مواجه شوی که جزایر کشورت را به کشور دوست و همسایه تقدیم کرده اند اصلاً آرامش نخواهی داشت و زمانی که آرامش نداشته باشی امنیت نداری. یا اینکه تیتر روزنامه از بی ثباتی در قوانین و سیاست های پولی کشورت خبر دهند و یک مرجعی بعنوان مثال بدهی خود را 18هزار میلیارد تومان اعلام کند ، یکی دیگر 28 هزار میلیارد تومان و دیگری از همان جبهه 38هزار میلیارد تومان ! (آن هم در موضوعی واحد و در برهه زمانی واحد) شما یقیناً در این کشور امنیت نخواهید داشت .!

2_ حکومت : بازوی دوم در برقراری صلح ، حکومت است ؛ حکومت ها برای برقراری صلح بین مردمان کشور خودشان از هیچ عملی دریغ نمیکنند ، این حکومتها هستند که قدرت دارند و با در دست داشتن قدرت تمام سیاست های خود را برای به راه آوردن مردم و زیر دستان خودشان(بنابه تعریف خودشان نه بنده) اِعمال می نمایند ؛ برای حکمرانی ، توجه نمایید حکمرانی بر مردم چه در سطح جهانی و چه در سطح یک کشور کوچه باید قدرت خصوصی سازی شود ، و به عبارتی باید در دست اشخاص موجه ی قرار گیرد که مورد تأئید شورای حکمرانی است و هیچ عنصری خارج از دایره ی الیگارشی سرمایه داران قدرتمند نمیتواند حکمرانی کند و اگر به این مقام نائل شود محکوم به تکفیر و نابود شدن است. و در نهایت زمانی امنیت حاصل می شود که این جنس از حکومت با مدیریت مردم تعویض شده و خود مردم با قدرت حکمرانی کنند و هر آنچه که مردم اراده نمایند به وقوع بپیوندد.

به امید صبح روشن

 

نظرات() 

یک تئوری خطرناک ...

چهارشنبه 11 دی 1392

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

مادامی که جریان مردمی نژاد احمدی نژاد زمام امور را در حوزه ی قوه مجریه به دست گرفت جناح های مختلف تلاش کردند که این جریان را در قالب جناح های -به ظاهر-مقابل خود جای دهند (+،+) تا بتوانند هرگونه که شده و به هر زحمتی که هست این جریان مردمی را در لجنزار جریانات موجود هضم نمایند ، مانند زمانی که این جریان مردمی ما را به فتنه گری متهم ساختند (+،+،+،+،+) یا زمانی که آن وقایع یکشنبه مجلس رخ داد روزنامه شریعتمداری اظهار داشت که این حرکت حساب شده ی فتنه و جریان انحرافی بود ؛ یا آن زمانی که نماینده مجلس دولت دهم را به بی عقلی متهم می سازد و احمدی نژاد را در اندازه کارگزاران میبیند ، یا آن زمان که زیباکلام احمدی نژاد را برآمده از طیف اصولگرایی میداند و یا آن زمانی که زاکانی احمدی نژاد را با بزرگ سرمایه داران یک کاسه میداند و ... که تمام اینها به ما ثابت میکند همه و همه دست به دست هم داده اند تا اسمی از جریان عدالتخواه احمدی نژادی در ایران باقی نماند ، و رتبه عملکرد دولت های نهم و دهم را به اندازه سستی خودشان تنزل دهند.
پ ن 1: برای نه دی صداوسیما مستندی اماده کرده بود (اگه اشتباه نکنم شبکه2) که اظهارات تجمع کنندگان در 9 دی قابل تأمل بود در ادامه به دو نمونه اشاره خواهیم کرد(البته قریب به مضمون):
یک مرد :"تا بحال در هیچ راهپیمایی حضور نداشتم ولی اینبار بخاطر امام حسین(ع) اومدم."
یک خانم:"یکی به احمدی نژاد و یکی به موسوی رأی داده ولی هممون عاشق نظامیم ، عاشق رهبریم."
خب در قبال اظهار نظر اول چه باید گفت ؟ آیا این یک سکیولاریسم نیست که کشور به مدت هشت ماه آبستن وقایع تلخی هست اما حال باید اقدام کرد؟ آیا کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا فقط یک شعار زیباست؟ آیا دیانت ما از سیاست ما جداست؟
در قبال اظهار نظر دوم چه باید گفت؟ آیا رأی دادن به آقای احمدی نژاد یا آقای موسوی هیچ فرقی با هم نمیکند؟ زمانی که امام فرمودند حفظ نظام از اوجب واجبات است چرا این واقعه بزرگ که سبب جمع شدن بساط فتنه شد انقدر طول کشید ؟
پ ن 2: حماسه نه دی در کلام آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی)
پ ن 3: باز هم اتهام پراکنی به دولتی که حتی اختیار امور بین المللی اش را ندارد . نمیدانم بخندم یا گریه کنم؟

به امید صبح روشن

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علیرضا شیخ‌بابایی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

  • علیرضا شیخ‌بابایی

    (147)

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :