تبلیغات
سلام بر آزادی - مطالب ابر انتخابات
سلام بر آزادی
عدالت و مهرورزی
اعتقاد به معاد، سرچشمه همه آزادی‌های واقعی است. او را از اسارت و بندگی هوای نفس می‌رهاند و راه را برای آراستگی به اخلاق جاودانه و آزادی معنوی فراهم می‌كند (اسحاقی، 1384،‌ ص 135).

fb.com/alireza.SheykhBabaei

قدرت، اراده، قدرت...

دوشنبه 13 خرداد 1398

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

اراده معطوف به قدرت، در حال بازیابیِ خود ممکن است با مشکلات و موانعی  روبه‌رو شود؛ اما از این حقیقت هرگز نمی‌توان دست شست که قدرت زاییده‌ای جز قدرت نخواهد داشت.
اراده معطوف به قدرت، امکان‌هایی برای به قدرت رسیدنِ اراده مهیا می‌کند که جز پیامدهای آن، یعنی قدرتِ پیشینی نیستند، و به زبان ساده تر ، قدرت برای خود یک دایره محدود از اراده‌ها را خواهد ساخت که تنها و تنها از ناحیه خود صادر می‌شود و خللی درآن وارد نیست.
این اراده‌ها که از ناحیه قدرت صادر می‌شوند کاری جز تحکیم مبانی آن و تهیه زوج-اهرمِ-فشار؛ یعنی مقبولیت و مشروعیت ندارند، به همین خاطر همیشه قدرت در یک سیکلِ بازیابیِ قدرت ظاهر می‌شود نه اصلاح و نه تغییر.
اخیرا دادگاهِ یکی از مدعیان تقلب در انتخابات 1388 ایران برگزار شد که ادله ادعای این مدعی، اظهارات تنی چند از مقامات بلند پایه بود، مقاماتی که می‌شود گفت در 40سال گذشته همواره دارای جایگاه‌های پرنفوذ و در عین حال انتصابی بوده‌اند؛ حال همه انتظار دارند که دادگاه با احضار آن مقامات به شفافیت موضوع کمک کند؛ در پس این واقعه اما سوالات مکرری به ذهن متبادر می‌شود؛ این‌که چرا پس از 10 سال باید به این مسئله پرداخت؟ ( هرچند نگارنده هیچ تاریخ انقضایی برای احقاق حق قائل نیست ) ولی برآیندی که از شرایط برمی‌آید، با سخت‌تر شدن وضع اقتصادی کشور و حتی شائبه جنگ، طرح این مسائل چه کمکی می‌تواند به عموم مردم کند؟ آیا اصلا طرح این مسئله برای کمک به مردم است یا کمک به بازیابیِ وجاهت سیاسی نظام؟ چرا که پس از سال 1392، و با روی کار آمدن دولت متبوع مخالفانِ انتخابات 1388، فرصت مناسب‌تری برای برگزاریِ این محکمه  به نظر می‌رسید، اما چرا این‌طور نشد؟ و این مهم را معطل ساختند؟ در حالی‌که تمام این اتفاقات، در همان بازه زمانی سال 1388 مطرح شد، یعنی از همان وقت پتانسیل طرح این مسئله در محکمه وجود داشت، اما این تعلل 10 ساله برای چیست؟
شاید پاسخ این سوال ها در مرور رویدادهای 10 ساله داخل کشور باشد؛ در 10 سال گذشته جریان دولت‌های نهم و دهم، که به مثابه جریانِ سومی در سپهر سیاسی کشور فعال شده بود، کاملا خنثی شد، تا آن جا که رهبری جمهوری اسلامی، به عنوان شخص اول کشور و صاحب احکام حکومتی، حضور رئیس‌جمهور سابق را در انتخابات 1396 منع کرد و در ادامه برخوردها با جریان سوم سیاسی کشور، چندین تن از نزدیکان رئیس‌جمهور پیشین را نیز راهی زندان کردند. این جریان که همواره منتقد وضع موجود بوده، با طرح محکمه انتخابات 1388 کامل از بین خواهد رفت، جریان نوپایی که به محض تصدی قدرت، مغضوب دو جریان دیگر، یعنی اصلاح‌طلب و اصول‌گرا واقع شد، وچه در سال‌های تصدی امور و چه بعد از آن به طرق مختلف آماج حملات این دو جریان قرار گرفت؛ این مهم در حالی روی داد که دو جریان دیگر همواره فرصت حضور در انتخابات‌ها را داشته و همواره کسری از قدرت را به خود اختصاص می‌دادند.
در ادامه ، پس از سال 1392، دولت تدبیر و امید روی کار آمد، که موضع گیری به شدت منفی نسبت به دو دولت‌ پیش از خود نشان داد، و حتی این مواضع تا جایی پیش‌رفت که طرح‌های ملی نظیر مسکن مهر را نیز مسکوت گذاشت، و رفته رفته وضعیت معیشتی و اقتصادی مردم بد و بدتر شد تا در سال 1396 اعتراضات گسترده‌ای در کشور شکل گرفت؛ هرچند دیگر از آن اعتراضات خبری نیست، اما دغدغه‌های مطرح شده در آن هم‌چنان مثل آتشی زیر خاکستر گاه‌گاهی زبانه می‌کشد.
 همه این‌ها وضعیتی را پدید آورده تا گوشِ شنوایی برای مخالفان در سطح کلان باقی نماند؛ و حتی ادامه حیات جریان‌های سیاسی را با اما و اگرهای زیادی روبرو ساخته که مبادا در آینده‌ای نه‌چندان دور از جانب مردم دیگر هیچ اقبالی نداشته باشند.
اما نظام فرصت بی‌بدیلی با گشودن پرونده مسکوت انتخابات 1388 برای خود پدید آورد؛ نوک پیکان انتقادات، از سال 1388 به این سو تماماً متوجه دولت وقت بود، قضاوت‌هایی که حتی عملکرد دولت‌های نهم و دهم را نادیده می‌گرفت، همواره نشان‌گر یک نگاهِ احساسی و انتخاباتی در آن مقطع بوده‌است، این نگاه، نگاه عمده مخالفان دولت‌های نهم و دهم بود که از جناح مخالف صادر می‌شد؛ اما جناح اصول‌گرا نیز ازآن پس با طراحی کلیدواژه جریان انحرافی و طرح تهمت‌های گوناگون به دولت‌های نهم و دهم، گوی دشمنی را از جناح اصلاح‌طلب ربود و از هیچ فرصتی برای شمشیر کشیدن به روی دولت عدالت و مهرورزی فروگذار نمی‌کرد، این عداوت‌ها تا آن‌جا ادامه پیدا کرد که حتی وزارت امور خارجه دولت وقت را ساقط کردند و در سال 1390 با کسب اجازه از رهبری جمهوری اسلامی و بدون حضور نماینده دولتِ مردمی در مسقط با طرفین خارجی وارد مذاکره شدند که در نهایت به برنامه جامع اقدام مشترک منتهی شد.
گشودن پرونده تقلب انتخابات 1388 ، برای هر دو جناحِ اصلاح‌طلب و اصول‌گرا می‌تواند فرصت بی‌نظیری باشد تا جریان سوم سیاسی ایران را برای همیشه از حیات ساقط کنند و مقصر تمام مشکلات پدید آمده در سال 1388 را دکتر احمدی‌نژاد معرفی کنند؛ اما این اقدام قدری به ضرر نظام تمام می‌شود؛ خاتمی در دادگاه از اشخاصی نام برد که در حساس‌ترین مراکز نظام قرار دارند و سال‌های متمادی با حکم رهبری در آن مناصب حضور داشته‌اند و حالا قرار است در محکمه‌ای حاضر شوند و به خیانت نظام علیه رای مردم شهادت دهند؛ خیلی‌ها بر این باورند که این افراد در دادگاه حاضر نمی‌شوند و قائله هم‌چون سال‌های گذشته با پایانی باز خاتمه می‌یابد، اما نگارنده هم‌چین تصوری نداشته، چرا که اگر آن افراد مایل به این‌کار نبودند، قطعا در حال حاضر نیز این مسئله مطرح نمی‌شد، اما با این فرصت امکانی(اراده‌ای) برای بازیابی قدرت پیدا کرده‌اند که هم نظام را از این گناه نابخشودنی تبرئه کنند و هم جریان‌های متبوع‌شان، بار دیگر بدل به یکه‌تازان عرصه سیاسی جمهوری اسلامی شوند.
باری، این پرونده هرچند هزینه خواهد داشت اما فواید و آوردهای آن به مراتب برای آینده سیاسی نظام بیشتر خواهد بود، شاید در حال حاضر دادگاه و افراد مطلع تمایلی به پیشرفت پرونده نداشته باشند، اما با مساعد شدن شرایط حتما به‌دان خواهند پرداخت.
 

به امید صبح روشن ...

نظرات() 

چند حبه قند ...

سه شنبه 29 فروردین 1396

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

با بالا گرفتن تب انتخابات و پایان فرصت نام نویسی و آغاز بررسی صلاحیت کاندیداها ، مهمترین رویداد امسال وارد فاز جدید شد ؛ که قصد داریم به چند نکته اشاره نماییم.
.
اول. اینکه تعداد بالای ثبت نامی ها در ستاد انتخاباتی همگان را شوکه کرد به نحوی که از سخنگوی شورانگهبان تا مدرس حوزه قم خواستار اصلاح و تصویب قانون جدید در رابطه با ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری شدند؛ حتی بعضی ها از این رو خواستار برپایی نظام پارلمانی شدند و از مراجع ذیصلاح خواستند تا به این یشنهاد فکر کنند.
اما چه شده است که از ثبت نام جمع کثیری از هموطنان ، صاحب منصبان و تریبون داران چنین نتیجه گیری کردند که باید این روند اصلاح شود ، خود دانند ، اما اولین چیزی که به ذهن خطور میکند اینست که درخواست کنندگان با هم به اتفاق یک چیز را فریاد میزنند و آن محدود کردن و گذاشتن شاخص های دیگر در همان ابتدای کار یعنی ثبت نام است ، شاخص هایی نظیر " رجال سیاسی " که خود به تنهایی از پس همه بانوان برآمده و نشان میدهد بانوان حقی در این زمینه ندارند و در ادامه شاید بندهای دیگری هم به آن اضافه شود تا در همان گیت ستاد انتخاباتی از ورود مشمولان ممانعت بعمل آید مثلا " رجال سیاسی که تا بحال خانه نشینی داشته اند برای ثبت نام مراجعه ننمایند ! " ؛ اما نکته ای که در این میان مغفول ماند این بود که خیل کثیر ثبت نام کنندگان صرفاً خیال تصدی کرسی قدرت نداشتند و خواستند از این فرصتی که جمع رسانه ها جمع است صدای خود را به گوش مسئولان برسانند ، از خانمی که پس اندازش در موسسه غیرقانونی بر باد رفته بود ، از جوانان بیکاری که کارشان را از دست داده بودند و ... که همهی اینها با یک برنامهی دقیق حساب شده نادیده گرفته شد و رسانه ها بیشتر بجای اینکه به درد این افراد گوش بسپارند در حال پاک کردن لنز خود برای ثبت تصویری بی عیب و نقص از افراد مشهور بودند و گاهی هم به جای کمک ، نمک به زخم مردم میپاشیدند و آنها را به باد سخره میگرفتند، اما اینها گوشه ای از هماهنگی میان ماشین رسانه ای و مسئولین بود تا قوانین دیگری برای انتخابات های آتی وضع کنند.
دوم. اینکه پس از ثبت نام دکتر احمدی نژاد و مهندس بقایی در انتخابات همان ماشین رسانه ای که به دنبال خفه کردن صدای مردم هست اینبار برای کنار زدن نماینده ی مردم در سالهای 84-92 دست به کار شد و شاهد تحلیلهای عریض و طویلی مبنی بر زیر پا گذاشتن توصیهی رهبری توسط احمدی نژاد بودیم، این ماشین رسانهای که همگی استقلالشان را به تکیه بر پایههای قدرت فروختهاند ظاهراً فراموش کردهاند که رهبری در جلسه هیئت دولت فرمودند که این دولت قطار انقلاب را به ریل بازگرداند ؛ و حتما مستحضر هستند که آن توصیه تابستان سال پیش در یک جلسه ی خصوصی که به طور مرتب بین رهبری و دکتر احمدی نژاد صورت میگرفت مطرح شد. اصرار این جماعت بر حذف کاندیداها قبل از رای دادن مردم حاکی از پروژهای است که در حال اجراست و جالب اینجاست از عطااله مهاجرانی تا تحلیلگران راست داخلی بر این امر وحدت دارند و همگی به شورای نگهبان توصیه میکنند که کاندیداهای این جریان (بقایی- احمدی نژاد) را حذف کنند تا برای کشور دوباره هزینهساز ! نشوند. و همینطور این جماعت به شکل ضمنی و غیر مستقیم با این اقدامات کوکورانه شان بر مهندسی انتخابات از سوی نهادهای قدرت در ایران صحه میگذارند و نمیدانند که با این کار چه لطمهی بزرگی بر وجهه ی آزادی و استقلال کشور وارد میکنند.
سوم. اینکه مقامات قضایی در طول روزهای اخیر صحبتهایی علیه دکتر احمدینژاد و مهندس بقایی انجام دادند نظیر این مورد : " بیگناهی آقای بقایی هنوز اثبات نشده است ." که خب با یک پرس و جوی ساده معلوم میشود که این اتهام زننده است که باید ادلهای دال بر ادعاهای خود برای اثبات در دادگاه ارائه دهد نه متهم و با وجود اینکه چندین ماه مهندس بقایی در زندان به سر میبرد قطع به یقین اگر اتهام ایشان ثابت می شد ، تابحال رنگ آزادی را به خود نمیدید.
به امید صبح روشن

لینک مستندات اشاره شده در پیوست میباشد.

نظرات() 

سیل خبری ...

یکشنبه 13 فروردین 1396

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

در این بازهی زمانی منتهی به انتخابات امواج سهمگین خبری انتخاباتی است که حال و هوای این روزهای جامعه را زیر و رو میکند و سعی میکند دامن هر فرد را بدین امر آلوده سازد ؛ انتخابات به خودی خود یک رویداد شگرفی است ، یک رخداد بزرگ که قاطبه ی مردم در آن شرکت نموده و سکان هدایت کشور را برای چهار سال به دست جریانی می سپارند که نماینده ای در انتخابات دارد.
اما از حجم بالای اخباری که بر روی خروجی های مختلف قرار میگیرد ، از خبرگزاری ها بگیر تا دهان این و آن چیزی که مهم است و در عین حال مغفول مانده اول بیانیه دانشجویان دانشگاه های تهران به ریاست سازمان حج ، مبنی بر شفاف سازی توافق ارگان مذکور با رژیم عربستان سعودی جهت عزیمت زائران به خانه خداست، که تمام خواسته ی مطروحه در این نامه روشن شدن تکلیف جنایاتی است که رژیم آل سعود طی سالهای متمادی علیه زائران سرزمین وحی روا داشته و این که بنابر چه صلاح دیدی دوباره مسئولین میخواهند زائران را به دست قاتلین و خونخواران مردم #یمن بسپارند ؟ البته اینها سوالاتی است که توقع پاسخ دادن به آنها نمی رود.
اما خبر دوم هم مثل خبر اول روی اجابت را به خود نمیبیند ، " دعوت #مهندس_بقائی برای مناظره با روحانی در میدان آزادی " و در پی آن توئیت های جنجالی مهندس بقائی پیرامون قتلهای زنجیره ای دهه هفتاد که جمعی از مسئولین وقت ، صاحب کرسی و ریاست در زمان حال هستند ، عالیجنابانی که در پردهبرداری از حقوق شهروندی حضور داشتند و روحانی را همراهی میکردند.
این درخواست و مطالبات همهی اهالی سیاست را غافلگیر کرد ، آنچنان این مطالبات مسئولینی که باید پاسخ بدهند را دچار سرگیجه کرده است که پیاده نظام رسانهای آنها برای لاپوشانی و عبور از این خواستههای بحق ، تنها راه چاره را لطیفهسرائی برای درخواست مناظره در میدان آزادی دانسته تا حواسها را به جای دیگری سوق دهند یا اینکه بعضی ها هم گفتند بقایی میخواهد با این کار رآی فروهرها را به دست آورد ، پاسخ اینست که این وقایع مشتی است نمونه خروار که تا بدانها رسیدگی نشود هیچ ضمانتی برای عدم تکرار آن فجایع وجود ندارد پس به جای این قبیل مغاطلات ، پاسخ دهید و با گرفتن ژست طلبکارانه صورت مسئله از یاد نخواهد رفت و به زودی زود هویت خفاشانی که خرقه بیالوده اند و خون مردم را در شیشه کردهاند و خودخواسته و آگاهانه مردم را به قتلگاه ضحاکان زمان فرستادند ، فاش خواهد شد .
به امید آزادی و به امید صبح روشن ...

نظرات() 

تنور سرد !

چهارشنبه 11 اسفند 1395

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

اعلام کاندیداتوری حمید بقایی در چند وقت اخیر من جمله اخباری بوده است که نظر همه طیفهای سیاسی و توده ی مردم را به خود جلب کرد. خبری که دیگر کاندیداهای احتمالی را هم مجبور به واکنش کرد.
اما قبل از پرداختن به کاندیداتوری حمید بقایی به نظر پرداختن به موضوع انتخابات ارجحیت دارد ، انتخاباتی که از تابستان امسال، چیدن مهره ها و تصمیم گیریهای قطعی نظیر منع حضور دکتر احمدی نژاد از جانب رهبری آغاز شد، همچنین قبلتر از آن همانطور که پیش بینی می شد با حذف احمدی نژاد ، جریانهایی که در انتخابات مجاز! به شرکتاند به دو گروه عمدهی ذیل تقسیم بندی شد: 
1_جریان موافق با دولت مستقر.
2_جریان اصولگرای ترقی خواه.
با علم بر اینکه دو جریان فوق از سال 90 تا کنون همگرایی های فراوانی داشتهاند و در بزنگاه های تاریخی نظیر تصویب برجام ، مکمل یکدیگر عمل کردند ، عملا رقابتی بین این دو وجود نخواهد داشت که منشأ این اخوت ها را میتوان بستن پیمانی مبنی بر رعایت تعادل در توزیع قدرت و ... دانست. شاید!!!
پس از ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد در سال 1384 و روند رو به نزول کارتل های قدرت و تکریم ملت از سوی دولت وقت ، دو جریان مذکور به این نتیجه رسیدند که "ما" منافع مشترک فراوانی با یکدیگر داریم که اگر بر سر آنها توافق نکنیم ، محکوم به شکست خواهیم شد ؛ فلذا پیوندی عمیق جای پیوند سست آن دو جریان مذکور را گرفت ، همچنین جریان اصولگرا در انتخابات ریاست جمهوری سال 1392 با به میدان فرستادن کاندیداهایی که حتی توان دفاع از اصول ! خود را نداشتند از پیش نقش بازنده ی انتخابات را برعهده گرفت و اجازه داد تا جریان منتقد وقت سکان هدایت قوه مجریه را به دست گیرد.
حال با سرآمدن دوره ی 4ساله ریاست جماعت منتقد سایهای شوم از عملکردهای ضعیف بر بدنه ی این دولت چنبره زده است ، به نحوی که خیل منتقدان چه موافق و چه مخالف این جریان متفق القولند که شاید این دوره ریاست جمهوری تنها دورهای باشد که به چهار سال دوم نرسد و جریان دیگری بر تخت ریاست جلوس کند ، در همین راستا جریان موافق در پی ساختن چهره هایی محبوب از همین دولتند تا به کمک سلبریتی هایشان این مسیر را با برادران خود ادامه دهند ، که تا به الان توفیق چندانی پیدا نکرده اند و تنها عده ی قلیلی از افراد برای این چهره های به ظاهر محبوب هورا میکشند ؛ در مقابل هم جریان اصولگرا کاندیدایی ندارد که نظر توده ی مردم را به خود جلب کند و فقط با تشکیل این جمع و آن تشکل سر خود و خبرگزاریهایشان را گرم کرده اند.
با برآیندی که از مباحث مطروحه به دست می آید میتوان نتیجه گرفت انتخابات پیش رو با داشتن این مهره ها ، انتخاباتی غیر رقابتی و تصدی مهر ریاست دوباره بنام همین دولت کاری بس آسان است ، که به مشارکت حداکثری هم به زبان ساده نیازی ندارد ؛ اما آنچه که از شواهد و قراین پیداست حاکمیت با تزریق #جریان_انحرافی به تنور #انتخابات مرتکب هم یک ریسک بزرگ و هم تشویق تودهی عظیمی از مردم که تا به الان به انتخابات بی میل بوده اند، شده است ؛ پس از اعلام کاندیداتوری مهندس بقایی و اعلام حمایت مهندس رحیممشایی از وی و سخنرانی او پس از 4سال سکوت ، که روزی این عزیزان را راس جریان انحرافی مینامیدند، باعث شوک و شگفتی همگان شد ؛ حال که این افراد خود را برای تصدی ریاست جمهوری آماده میکنند ، هیچ خبری از آنان که روزی حنجرههایشان را برای پیدا کردن خط انحراف پاره میکردند نیست!!! از عماریونی که یقه از هم میگسستند و بالای تریبونهایشان حکم به مرگ مهندس مشایی میدادند و از هیچ فحش و ناسزایی دریغ نمیکردند ، نشانی نیست! چرا؟؟؟ پاسخ خیلی ساده و راحت است ، زیرا تنور انتخابات آنقدر سرد و بیرمق است که حاکمیت تن به حضور جریان انحرافی داده تا درصدی به مشارکت در انتخابات افزوده شود.
حال با حضور #جریان_سوم ، یعنی جریانی که شمهای از مدیریت دوران دکتر احمدی نژاد دارد ، رقابت جدیتر می شود ، با انعطافی که حاکمیت تا به الان از خود نشان داده گذر مهندس بقایی از فیلتر شورای نگهبان امری دور از انتظار نیست و با توجه به توضیحات فوق برای گرم نمودن تنور انتخابات باید جریان سوم تا پای صندوق رای بیاید اما !!!!! اما کاندیدای کدام جریان از صندوق رای بیرون بیاید مهم است !!! اینجا کارکرد جریان دوم برای کسب آرای خاکستری و شکستن آراء مهندس بقایی وارد کار میشود ، دور از ذهن نیست که با داشتن شباهتهای عمده بین طرفداران جریان سوم و جریان دوم آراء طیف منتقد دولت کنونی ، بین این دو جریان با نسبتی کم یا زیاد ، تقسیم شود اما باز مهم آنست که جریان اول با مظلوم نمایی در مقابل کاندیداهای جریان دوم و کاندیدای جریان سوم رای خود را بدون تغییر نگه دارد و حتی با مقداری بیشتر نسبت به دورهی پیشین ، کار خود را ادامه دهد. 
با وضع این شرایط تنها حاکمیت است که به اهداف خود میرسد ؛ جریان سوم برای گرم کردن تنور انتخابات به بازی گرفته می شود، جریان دوم برای پرت کردن حواسها به بازی می آید و جریان اول بنابر مصلحت! که در جمهوری اسلامی هیچ دولتی تک دوره ای نبوده بازهم رأی میآورد و میشود پیروز بلامنازع انتخابات دوره دوازدهم.
اما ... ما هیچگاه امید خود را از دست نمیدهیم و یقین داریم که مردم پیروز همیشگی هستند و دست خدا حامی مردم و بالای همه ی دستهاست و آنان که به دنبال مهندسی مردم هستند روزی رسوا خواهند شد، انشاالله ... به امید صبح روشن ...

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علیرضا شیخ‌بابایی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

  • علیرضا شیخ‌بابایی

    (147)

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :