تبلیغات
سلام بر آزادی - مطالب خرداد 1396
سلام بر آزادی
عدالت و مهرورزی
اعتقاد به معاد، سرچشمه همه آزادی‌های واقعی است. او را از اسارت و بندگی هوای نفس می‌رهاند و راه را برای آراستگی به اخلاق جاودانه و آزادی معنوی فراهم می‌كند (اسحاقی، 1384،‌ ص 135).

fb.com/alireza.SheykhBabaei

شکوه همبستگی ...

چهارشنبه 24 خرداد 1396

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

چندی پیش خبری مبنی بر تخلیهی محل اسکان محافظان دکتر احمدی نژاد بدستور مقامات قضایی و با پیگیریهای مستمر دولت مستقر احوال همهی دوستداران "بهار"  را مشوش کرد، چه در داخل کشور و چه عزیزانی از خارج کشور که با پیامهای خود این ناراحتی را ابراز داشتند. اما این اقدام باعث شد پیوند میان دوستداران بهار عمیقتر و شادابتر از قبل دنبال شود و حتی با این بهانه خیل مشتاقان دولت بهار از جای جای کشور برای تازه کردن دیدار با یارِ بهاریشان دکتر احمدی نژاد ، با زبان روزه عزم سفر کرده و وی را گرم در آغوش گرفتند و خداقوتی جانانه همراه با محبتی بی پایان نثار سربازان خدوم سپاه انصار کردند که در سخترین شرایط دست از انجام وظیفهشان نکشیدند.
این اتفاق از چند وجه قابل تامل است ؛ عزیزانی به شرایط حساس امنیتی کنونی پرداختند و از تهدید جان رئیس جمهور سابق نوشتند ، بزرگوارانی از تناقضات حقوقی و زیرپا گذاشتن قانون دراین رابطه سخن گفتند و سایر مباحثی که مطرح شد ؛ اما در این مجال کوتاه بنده میخواهم واکنشی که مردم عزیز در مواجهه با این رویداد داشتند را مورد توجه قرار دهم ، مردمی که با شنیدن این خبر سیل کمکهایشان را روانه میدان72 نارمک کردند و در چندین روز پیاپی گرد هم جمع شدند تا بگویند یارِ مظلومِ مظلومان تنها نیست و در کنار هم تا رسیدن به سر منزل مقصود از جان و دل مایه خواهیم گذاشت.
به شخصه این رفتار و طرز برخورد انسانهای دغدغهمند را تجربه کردهام و از نزدیک میزان عشق آنها را به همنوع خود دیدهام و همین نکته وجه تمایز مشتاقان بهار و آزادیخواهانِ عدالت طلب است که هرگاه درد مردم را دیدهاند ، رنج و سختیشان را شنیده اند، حال درونیشان دگرگون شده و برای زدودن غبار غم از چهره دردمندان هرکاری که از دستشان برآمده انجام دادهاند ؛ دوستداران بهار برای احقاق حقوق حقهی مظلومان معطل نظر این و آن نمیمانند و خودشان دست به کار شده و از همنوعان خود دستگیری میکنند.
مشخصه ی اصلی دوستداران دولت بهار همین حس نوع دوستی و احترام به کرامت انسانی است که در روابط اجتماعی چیزی بالاتر از این یافت نمیشود و یارانِ دولت بهار به زیبایی این حقیقت را یافتهاند که برای رسیدن به انسان کامل و آن جامعهی آرمانی بایستی در کنار هم قدم برداریم و دست یکدیگر را بگیریم و در این راه پر فراز و نشیب یار و همراه یکدیگر باشیم ؛ فرقی نمیکند روزی دکتر احمدی نژاد به یاری مظلومان شتافت و امروز مظلومان با سیل محبتشان به یاری دکتر آمدند ؛ روزی همسایه مان ، روزی دوستمان نیاز به کمک دارند ، ما دوستداران بهار وظیفه خود میدانیم که دستشان را بگیریم ؛ و یا حتی روزی دشمنمان نیاز به کمک دارد، مرام و مکتب ما اجازه نمیدهد که ساده از این قضیه عبور کنیم و باید تلاش کنیم که دشمنمان نیز از بند ظلمت رها شود مصداق بارز این هم نامه هایی است که دکتر احمدی نژاد به رئسای جمهور پیشین و کنونی امریکا نوشتهاند .
مردم عزیز و بزرگوار همبستگی خودشان را به نمایش گذاشتند و نشان دادند که عهد و پیمانشان نه تنها گسسته نشده بلکه از هر زمان دیگری محکم تر است. 

به امید صبح روشن ...

نظرات() 

دیده بینا ...

پنجشنبه 11 خرداد 1396

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

رهبر بینا چه جویی ؟ دیده بینا طلب ...
(صائب تبریزی)

" دیده بینا" حقیقت گمشده ی اینروزهاست ؛ بی مقدمه میرویم بر سر اصل مطلب ، داستان آنقدر پرواضح است که دیگر تمنایی به تفصیل نیست، هم کارکرد دیده مشخص است هم معنای بینا. از همان سالیان دور، ملقب به تاریخ ، کسانی بودند که برای بدست آوردن قدرت و در ادامه حفظ آن اقدام به فشل کردن دیدهها و تاریک کردن بینایی ها همت گماشتند تا شاید بتوانند با این کار بر مکنونات آدمی سرپوش گذارند و آنها را رامِ! " قانون " و اصول خود کنند.
برای این دست اقدامات راهکارهای متفاوتی وجود دارد در سالهای دورِ تاریخی این امورات عریانتر از حال حاضر با بردهفروشی و عهد و پیمان قبایل بین یکدیگر پابرجا بود و هرکه آدم نابیناودیده بستهی بیشتری در اختیار داشت قدرتش بر سایر ممالک همیشه سایه میافکند.
با نزدیکتر شدن به برگهای تازه تاریخ سبک بردهداری عریان کم کم از رونق افتاد این کهن الگو جایش را به خورده فرمایشات پر زرق و برقی داد که در غمزهفروشی و حبسکردن نفس مردم چیزی از راهکارهای قبلی نداشت فقط با مقداری ظرافت بیشتر این امر را عهدهدار شد با نامهایی فریبنده، دموکراسی! هم اندیشی! شورا !!!  اما باز همهی اینها به خدمت قدرتمداران درآمدند ، و مردم حال با ادبیات جدید برده خطاب نمیشدند بلکه بعنوان چرخدندههایی! برای رشد و توسعه نام میگرفتند.
همهی این اقدامات در سایهی شوم گرفتن قدرت تحقیق از مردم صورت میگرفت ، دیدهی بینای مردم را ستاندند به بهانههای گوناگون ، مردم را در مسیر پیدا کردن مکنونات خود در مسیر رسیدن به وجود خود ناتوان و ذلیل نشان دادند به گونه ای که برای هرچه بیشتر مسلط شدنشان بر انسان و قدرت تحقیقش پروژه عینیت بخشیدن به "او" را پیش گرفتند ؛ و این تعینات متلقب را بعنوان مراجعی به مردم معرفی کردند و گفتند غیر از مسیری که این آقایان میگویند بروید خطاست!!! نه که به خطا منجر بشود از بیخ و بنیان خطاست ، دین میخواهید تقلید دنیا میخواهید تقلید و حق تحقیق ندارید ، سوال بپرسید اما سوالاتتان هم در حوزهی نحوهی تقلید باشد نه چیز دیگر. این شد که دیده ها بیناییشان را از دست دادند، ریشه ی تحقیقشان خشکید و طراوت و سرسبزی دشت پر از گل را آفت زد.
اما راهکار برون رفت! چیست ؟ خیلی ساده است ، بریدن از این تعیناتی که هیچ بویی از حقیقت نبرده اند و گرفتن فانوس تحقیق بدست و گشتن شهر به شهر ، بامید صاحب حق توفیق تحقیق به ما نیز عطا شود، انشاالله.

به امید صبح روشن ...

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علیرضا شیخ‌بابایی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

  • علیرضا شیخ‌بابایی

    (147)

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :