تبلیغات
سلام بر آزادی - مطالب آذر 1393
سلام بر آزادی
عدالت و مهرورزی
اعتقاد به معاد، سرچشمه همه آزادی‌های واقعی است. او را از اسارت و بندگی هوای نفس می‌رهاند و راه را برای آراستگی به اخلاق جاودانه و آزادی معنوی فراهم می‌كند (اسحاقی، 1384،‌ ص 135).

fb.com/alireza.SheykhBabaei

لطفاً خود را معرفی کنید ...

شنبه 29 آذر 1393

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

چندی است که مصاحبه آقای محمد خامنه ای پیرامون جریان مک فارلین و اقدامات مسئولین امر در آن زمان خبر ساز شده است ؛ که  با برخورد شدیدالحن دفتر علی اکبر هاشمی رفسنجانی روبرو شد . 
اما ما در این عریضه قصد بررسی ابعاد سیاسی و یا جستجو در میان اسناد این و سخنان آن نخواهیم داشت بل میخواهیم رفتار طرف دوم را در قبال بیان یک مسئله بررسی نمائیم ، مسئله ای که در زمان خود فوق العاده از حساسیت بالایی برخوردار بوده که حتی وزیر خارجه وقت در مقابل نمایندگان پرسشگر مجلس از وقوع همچین جریانی اظهار بی اطلاعی میکند !
همانطور که گفته شد از شرح ما و قع ماجرا میپرهیزیم و رفتار طرف دوم را بررسی مینمائیم ؛ اگر بگوئیم آقای محمد خامنه ای که در زمان وقوع ماجرا نماینده مجلس بوده اند ادعائی پیرامون وقایع یاد شده بیان نموده اند از دو حالت خارج نمیباشد :
1_ اینکه اعاهای ایشان صحیح بوده و افراد نامبرده در مصاحبه ی ایشان در امر مذاکره مستقیم با امریکا و اجرائی نمودن طرح های آنها در ایران فعالیت می کردند.
2_اینکه ادعاهای ایشان صحیح نبوده و کذب است و طرف مقابل برای حفظ حیثیت خویش میتواند به قوه قضائیه شکایت ببرد و ادعا نماید که ایشان در صدد تحریف تاریخ و بدنام نمودن چهره های انقلاب و زیر سوال بردن احکام امام روح الله هستند.
1-1_اگر گزینه ی اول صحیح باشد ، یعنی گروهی در ایران به ریاست آقای هاشمی به گونه ای با امریکا ارتباط برقرار نموده اند که حتی وزیر خارجه وقت از حضور عوامل امریکائی برای مذاکره در سطوح بالا اظهار بی اطلاعی میکند و حتی میتوان گامی جلوتر رفت و بنا بر اظهارات آقای خامنه ای میتوان گفت که صرفاً ورود هیئت امریکائی به ایران برای معامله ی جنسی مثل سلاح نبوده و معاون ریاست جمهوری وقت امریکا برای تعئین سبک مدیریتی آینده ایران و رهبری آینده ایران با طرف ایرانی مذاکره نموده است .
1-2_خب اگر تمام موارد بند 1-1 صحیح نباشد و اتهاماتی بی اساس و پایه تلقی گردد باید واکنشی شدید تر از صدور یک بیانیه آنهم فقط در سطح چند روزنامه انجام داد ؛ اگر اظهارات آقای محمد خامنه ای خلاف واقع باشد پس ایشان در صدد تحریف تاریخ انقلاب و خدشه وارد نمودن به چهره های انقلابی نظیر آقای هاشمی هستند و آقای هاشمی باید بدانند که این انقلاب فقط برای ایشان نیست بلکه برای یک ملت چند ده میلیونی است که باید در مقابل این ادعاها اعاده حیثیت نمایند.
2-2_ آقای هاشمی اظهارات آقای محمد خامنه ای را خلاف واقع میداند فلذا از این رو اقدام به صدور بیانیه ای نموده اند اما در این بیانیه به جز تمسک به وقایع تاریخی از زمان رسول گرامی اسلام (ص) تا به سخنان امام روح الله (ره) پیدا نمیشود ! اینکه بخواهیم برای تثبیت ادعاهای خود به وقایع تاریخی آنهم در زمان نادرست تمسک بجوئیم دور از منطق است ، که مانند این میماند که شخصی مرتکب عملی شده اما از پذیرفتن نتایج آن سر باز می زند و خود گوشه ای بنشیند و از دیگران بخواهد که به محکمه اش بروند و آنها محاکمه شوند. در نتیجه اگر طرف دوم بخواهد کار درستی انجام دهد باید مطابق بند 2 در این نوشتار عمل نماید تا اگر سندی دال بر خلاف واقع بودن ادعاهای آقای محمد خامنه ای دارد در محکمه به محضر قاضی و دادگاه منصفه ارائه نماید تا بررسی شود.

نتیجه : اگر طرف دوم خلاف اقدامات مذکور در بند 2 این نوشتار عمل نماید ، نظیر سخنرانی در محافل حزبی یا نشر بیانیه و یا هرچیز دیگری مخاطب غیر از پذیرفتن ادعاهای طرف اول نمیتواند نتیجه ای بگیرد و میتوان گفت که اگر طرف دوم سندی دال بر بی اعتباری ادعاها داشت به دادگاه ارائه میداد و از بازگو کردن روایات تاریخی امتناع می نمود.

به امید صبح روشن

نظرات() 

بخشنامه شماره 38373...

پنجشنبه 13 آذر 1393

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، چند رسانه ای، 


داغترین خبری که در چند ماهه ی گذشته (با یک اپسیلون اغراق) طی دیروز و امروز روی ویترین بنگاه های خبری قرار گرفت ؛ خبری که خیلی ها را خوشحال کرد برای حرکتی رو به جلو (که برای این هم صحبتی داریم) ؛ و یا شاید بعضی ها را هم ناراحت ، خبر لغو معافیت مالیاتی چند نهاد بزرگ بود.
معافیت مالیاتی که طبق بخشنامه شماره 38373 مورخ 1382/07/16 تنظیم شده بود و طبق آن مجموعه های اقتصادی بزرگی مانند آستان قدس ، بنگاه های اقتصادی زیر مجموعه نیروهای مسلح و ستاد اجرائی فرمان امام (ره) با تصمیم گیری مجلس شورای اسلامی معاف از پرداخت مالیات شده بودند.
خبری که فوق العاده حائز اهمیت است  و پرداختن به آن مجال واکاوی بیشتری برای بررسی فعالیت های بنگاه های نامبرده به ما می دهد .
اما نکات مبهم و پرسش هائی که به آنها پاسخ داده نشده بسیار است ، و این تعلل در اجرای قانونی فراگیر (مانند مالیات که حتی کارگرها هم از پرداخت آن مستثنی نیستند) این شبهه را به ذهن متبادر میکند که چرا این نهادها که دامنه ی فعالیت آنها وسیع است به مدت چند سال از پرداخت مالیات معاف بوده اند ؟ آیا ماهیت این نهادها و دلیل احداث این گروه ها با فعالیت اقتصادی تناسبی دارد یا خیر ؟ اگر اینچنین است پس چرا از تمام قوانین اقتصادی (از جمله پرداخت مالیات) تبعیت ننموده و قوانین خاص خود را تبیین و اجرا کرده اند ؟ 
حال اگر از ابتدای کار و از ماهیت وجودی این بنگاه ها و حضور این مجموعه ها در عرصه فعالیت اقتصادی بگذریم ، یقیناً به این نکته پی خواهیم برد که در این مدت چند ساله این دستگاه ها با مالیات های پرداخت نشده چه کارهائی انجام داده اند ؟ و اگر احیاناً با در اختیار داشتن این منابع منافعی را کسب نموده اند ، چه می شود؟ آیا آن در آمد ها هم شامل حساب و کتاب مالیاتی خواهد شد ؟ یا خیر ؟ 
حال باید بگوئیم که ما فقط در جایگاه یک محقق و شخصی که به دنبال پاسخ سوالاتش است این موضوعات را بیان نموده ایم و قصد هیچگونه پیش داوری و قضاوت نخواهیم داشت.
حال با توجه به مصوبه مجلس این مالیات ها باید صرف اصل30 قانون اساسی ، یعنی گسترش خدمات آموزشی و پرورشی رایگان در سطح کشور شود ، که این بند از مصوبه هم جای بسی تأمل دارد ، با نگاهی گذرا به نام نهادهای نامبرده اینچنین برمی آید که خود این نهادها برای رفع محرومیت و تبعیض تشکیل شده است ، نهادهائی بعد از انقلاب 1357 با محوریت کمک به مستضعفان و یاری رساندن به آنها بوجود آمدند ، ولی باید تأمل نمود که چرا پس از گذشت سالها باید مالیات این نهادها برای محرومیت زدائی هزینه شود ؟
و سوالاتی از این دست که در حال حاضر مجالی برای نوشتن بیشترشان نداریم. 

به امید صبح روشن

نظرات() 

از وهم تا واقعیت ...

دوشنبه 10 آذر 1393

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، چند رسانه ای، 

همیشه بین ادعا ها و وهم پردازی ها با واقعیاتی که مردم با آن دست و پنجه نرم میکنند وجود داشته است ، اما گاهی این فاصله تا حدی زیاد می شود که امور محدثه کاملاً بر خلاف جهتی است که  گفته می شود .
وقتی تصمیم گیری ها حول محور یک سلیقه ی خاص صورت بگیرد و این تصمیم گیری ها برای تمام مردم به اجرا در بیاید ، طبیعتاً باعث بروز اختلاف و اشکال خواهد شد ؛ اتفاقی که برای یک قشر محدود و صد البته منتفع از امر محدثه به ایده های نیک مثل امید بست داده میشود ؛ ولی آن اتفاق برای مردم به مصیبتی جدید مبدل خواهد شد .
در ادامه میخواهیم نگاهی به دسته ای خاص از جراید و روزنامه های کشور بیاندازیم که چندی پیش(همین دولت سابق) کمترین افزایش قیمت را از سوراخ موش بیرون کشیده رصد و به سمع و نظر مخاطبان میرساندند ولی حالا حالشان را چه شده که 30درصد افزایش نرخ نان برایشان عددی نیست و در صفحات خود این خبر مهم که مربوط به همه مردم ایران می شود را کار نکرده اند ، چطور میتوان تحلیل نمود ؟ نمیدانم !!! همچنین این روزنامه ها برای تأثیر واژه ای از قبیل "امید" در داخل (+) ! تحلیل ها نوشتند و حتی اثر گذاری تنها این واژه را در آن یکه ی دنیا مورد بررسی قرار دادند(+،+) ولی حالا چه شده نفوذ امید نه ، بلکه برداشت 30 درصدی پول از جیب مردم را نادیده گرفته اند ؟ نمیدانم !!!



" اثر گذاری واژه امید در اقتصاد "



نادیده گرفتن افزایش 30 درصدی نان در جراید (1393/09/10)


نتیجه گیری ؛ افزایش نرخ نان برای هفتاد و اندی میلیون جمعیت از دید بعضی ها اهمیتی ندارد و مردم در گستره ی شعاع شعارهای انتخاباتی بعضی ها نمیگنجند.

به امید صبح روشن

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علیرضا شیخ‌بابایی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

  • علیرضا شیخ‌بابایی

    (147)

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :