تبلیغات
سلام بر آزادی - یک فنجان چای تلخ ...
سلام بر آزادی
عدالت و مهرورزی
اعتقاد به معاد، سرچشمه همه آزادی‌های واقعی است. او را از اسارت و بندگی هوای نفس می‌رهاند و راه را برای آراستگی به اخلاق جاودانه و آزادی معنوی فراهم می‌كند (اسحاقی، 1384،‌ ص 135).

fb.com/alireza.SheykhBabaei

یک فنجان چای تلخ ...

چهارشنبه 5 تیر 1392

نویسنده: علیرضا شیخ بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

بسم الرب الشاهد/بنام خدای زیباروی
برا خودم چای ریخته بودم و داشتم در فضای اینترنت فر میخوردم و اخبار رو دنبال میکردم ، تو چند دقیقه آنچنان برام سخت گذشت و اخباری دیدم و خوندم از آقایونی که برا تخریب متوسل کاسه بشقاب شدن و یا آقایونی که (پا قدم شون با فوت چند هنرمند همراه بوده) از جانماز خالی حرف میزنن آنچنان از خودم بی خودم کرد که بدون توجه به این که چای ما قندی دارد ، چای را تلخ تلخ بالا کشیدم .
فلذا تصمیم گرفتم این مطلب تماماً انحرافی (و البته به قول ممد رحمانی که شهادتین خوند که حداقل کافر خطابش نکنند ، من هم همین جا میگم نماز میخونم و شعائر دینی مو انجام میدم که لا اقل نا مسلمون خطابمون نکنند و البته خدا اگه قبول کنه شیعه 12 امامی هم هستم.) را بنویسم.
چندی قبل با یکی از دوستان بنام نوید درباره همایش های انتخاباتی و مجالسی که پتانسیل انگ زدن به ش است و داشتیم صحبت میکردیم و گفتیم که چه خوبه آدم در مجالس حضور داشته باشه و از اتفاقاتی که رخ میده بدون هیچ واسطه ای از اخبار مطلع بشه . در همین راستا تصمیم گرفتم که در همایش "تجلیل از خادم بی ادعای ملت" شرکت کنم و از نزدیک شاهد رخداد های جلسه باشم ؛ الحمدالله شورو شعفی که در بچه ها دیدم منو یاد 18 خرداد 88 و مراسمی انداخت که در مصلی تهران برگزار شده بود (یادش بخیر) در اون موقع در محله ما یه ستاد احمدی نژادی بود که متشکل از دوستان هیئتمون بودند و چند روز قبل از 18 خردا د با 1دوستی بعد امتحان مدرسه رفتیم داخل ستاد و دیدیم بچه ها پکرن علتو که جویا شدیم گفتن به ما امکانات نمیدنو شهرداری در قبال هماهنگ کردن اتوبوس برا جابجایی مردم همکاری نمیکنه .(بگذریم؛ بالاخره ما با یکی از 3 اتوبوسی که به ما داده بودند و. خیل عظیمی از دوستان که با ماشین شخصی بودن راهی مصلی شدیم.)
از خیابان شهید بهشتی که کنار مصلی هست میومدیم پایین تا به ورودی مصلی برسیم دقیقاً یادم هست که 3 تا ستاد داشتن برا م.م کار میکردن و در طول راه ما را با استقبال گرم خودشون اعم از فحش و بد و بیراه و اشیاء غیر مترقبه از ما پذیرایی کردن ما که داشتیم عبور میکردیم بچه هایی بودن که به مردم و ما که برا همایش اومده بودیم میگفتن بی اعتنا رد بشین و توجه نکنین و ... 
گذشت ،چه در سال 84 و چه در سال 88 ؛ حال آقایون رئیس توهین کردن رو از فتنه گرا آموختن و با بی شرمی تمام به مردانی پاک از پاکان عالم میتازن ؛ عیبی نداره ما هم خدایی داریم ، اما بدونین که همیشه در روی پاشنه دلخواه شما نمیچرخه ؛ حکایت این بزرگمردان تاریخ سرزمین من حاج محمود و الهام و مشایی و امثالهم حکایت حاکم نیشابوری است که به علت عدم نقل فضائل معاویه!!! و همراهی نکردن او با حکومت جور زمان منبر آن را نابود کردندو شخصیت بلند مرتبه اش را لجن مال کردند{1} البته مردم زمان ما مانند اجداد نیک ایرانی خود از حق و حقیقت دفاع کرده و نشان داده اند که هیچگاه از اصول دین و ولایت کوتاه نیامده اند مثل مردم سیستان که در حالی از توهین به علی (ع) امتناع میکردند که در همان هنگامه در مدینه بر منبرها لعن علی (ع) میشد{2} یا مردم قزوین که خطیب توهین کننده به امام علی (ع) را از دم تیغ گذراندند{3}.
این اتهام تازه که به دکتر الهام وارد کرده اند مبنی بر رجعت دوباره حاج محمود با امام زمان (عج) آنچنان بر من (که در جلسه حضور داشتم و این گونه که رسانه های معلوم الحال میگویند نیست) سخت آمد که من رو به یاد خطیب بغدادی انداخت که در کتاب تاریخ بغداد مینویسد{4}:
[[ اسماعیل بن عیاش گفته است : با حریز از مصر تا مکه همراه بودم ؛ پس از علی(ع) بد گفته و حضرت را لعن می کرد ؛ و به من گفت : این روایتی که برای مردم نقل می کنی که پیامبر ( صلی الله علیه وآله وسلم ) به علی(ع) می گفت : «جایگاه تو نسبت به من مانند جایگاه هارون نسبت به موسی است » این سند درست است اما شنونده اشتباه کرده است !!!
گفتم پس درست آن چیست ؟ گفت : پیغمبر گفته اند « جایگاه تو نسبت به من مانند جایگاه قارون نسبت به موسی است»!!! ؛ گفتم این را از چه کسی نقل می کنی ؟ گفت : این را از ولید بن عبد الملک شنیده ام که آن را بالای منبر می گفت !!! ]]
حکایت ما هم همین است ، برادر بگذار این دنیا و اهل آن تا هرکجا که میخواهند پیش بروند بگذار حتی تهمت ارتداد هم بزنند ؛ وقتی به مولایمان حضرت امیر تهمت ارتداد{5} میزنند چه انتظار داری ؛ وقتی امیر (علیه السلام ) را مسبب فاجعه{6} میدانند چه انتظار داری ، میخواهی پیروان راستین علی (علیه السلام ) را راحت بگذارند ، نه ما باید آماده شیم برای مبارزه ای که امام خمینی از آن سخن گفته و آن مبارزه با شرک و کفر است آماده شویم بگذار تو را صدای ضد انقلاب بنامند ، اشکالی ندارد ما هم خدایی داریم.

1.شكستن منبر حاكم نیشابوری به علت عدم نقل فضائل معاویه :
تاریخ الاسلام ذهبی ، ج28 ، ص132 و سیر أعلام النبلاء ، ج17 ، ص175و ... .
از ابا عبد الرحمن سلمی شنیدم که می گفت : به نزد ابو عبد الله حاکم نیشابوری رفتم در حالیکه او در خانه خویش بود و از ترس یاران ابی عبد الله بن کرام نمی توانست به مسجد برود ؛ زیرا ایشان منبر او را شکسته بودند و او را ممنوع الخروج کرده بودند ؛ پس به او گفتم : ای کاش بیرون می آمدی و فضیلت های این شخص ( معاویه ) را می گفتی تا از این مشکل آسوده گردی ؛ گفت قلبم به من اجازه این کار را نمی دهد .
2.امتناع مردم سیستان از لعن امیر المؤمنین علیه السلام :
یاقوت حموی در معجم البلدان می‌نویسد :
معجم البلدان ، یاقوت الحموی ، ج3 ، ص191 ، باب سجستان .
...چه افتخاری بالاتر از این كه آن‌ها از فرمان ناسزاگویی به برادر رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) بر منبرشان سرپیچی كردند ؛ در حالی كه آن حضرت را بر منبرهای مكه و مدینه لعن می‌كردند .
3.امتناع مردم قزوین از لعن امیر المؤمنین علیه السلام :
امام رافعی در التدوین فی اخبار قزوین می‌نویسد :
التدوین فی اخبار قزوین ، ج1 ، ص20 .
كارگزاران خالد بن عبد الله قسری و سایر كارگزاران بنی امیه در مسجد قزوین امیر المؤمنین علیه السلام را لعن كردند ؛ تا این كه یكی از طرفداران بنی الجند برخاست و خطیب را كشت ، از آن روز لعن بر امیر المؤمنین علیه السلام در آن جا قطع شد .
4.تاریخ بغداد ، ج8 ، ص262 و تاریخ مدینة دمشق ، ج12 ،‌ص349 و تهذیب الكمال ، مزی ، ج5 ، ص577 و تهذیب التهذیب ، ابن حجر ، ج2 ، ص209 و تاریخ الإسلام ، ذهبی ، ج10 ، ص 122 و میزان الاعتدال ، ذهبی ، ج3 ، ص389 شماره : 6894.
5.تهمت ارتداد به امیر المؤمنین علیه السلام:
ابن أبی الحدید شافعی در شرح نهج البلاغه ، ج4 ، ص 63 به نقل از استادش ابو جعفر اسكافی می‌نویسد :
معاویه ، گروهی از صحابه و تابعین را گماشت تا روایات و احادیث دروغینی كه بیانگر نقض و بیزاری جستن از علی (علیه السلام) باشد ، بسازند . و حقوقی هم برای آنان مقرر كرد كه از این افراد ابوهریره ، عمروعاص ،‌ مغیرة بن شعبة ، از اصحاب و عروة بن زبیر از تابعان می باشد .
6.علی (علیه السلام) سبب بروز فاجعه در مدینه :
ابن أبی الحدید به نقل از استادش ابوجعفر اسكافی می‌نویسد :
شرح نهج البلاغه ، ج4 ، ص67 .
وقتی ابو هریره در سال خشکسالی همراه با معاویه به عراق آمد ، به مسجد کوفه آمده و وقتی که جمعیت زیاد استقبال کننده از خویش را دید ، دوزانو نشسته و سپس چند بار دست بر سر کچل خویش کشیده و گفت : ای اهل عراق ؛ آیا گمان دارید که من به خدا و رسول خدا دروغ می بندم و خود را با آتش می سوزانم ؟ قسم به خدا از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) وسلم شنیدم که می گفت : هر پیامبری حرمی دارد و حرم من مدینه است ؛ از بین منطقه عیر تا ثور ؛ پس هرکس که در آن سبب بروز فاجعه شود لعنت خداوند ملائکه و همه مردمان بر او باد ؛ و خدا را شاهد می گیرم که علی در مدینه سبب بروز فاجعه شده است !!! 
وقتی که این خبر به معاویه رسید ، او را جایزه داده و گرامی داشته و او را حاکم بر مدینه قرار داد .

نوای زیبایی که خیلی با حالمون سازگاره(دانلود) 
با نوای كاروان، بار بندید همرهان
 این قافله عزم كرب و بلا دارد 



به امید صبح روشن



نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علیرضا شیخ بابایی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :