تبلیغات
سلام بر آزادی - فرادهش تاریخی...
سلام بر آزادی
عدالت و مهرورزی
اعتقاد به معاد، سرچشمه همه آزادی‌های واقعی است. او را از اسارت و بندگی هوای نفس می‌رهاند و راه را برای آراستگی به اخلاق جاودانه و آزادی معنوی فراهم می‌كند (اسحاقی، 1384،‌ ص 135).

fb.com/alireza.SheykhBabaei

فرادهش تاریخی...

پنجشنبه 28 تیر 1397

نویسنده: علیرضا شیخ بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

اعتراض از کجا شروع می‌شود؟ و شاید قبل‌تر از آن، این سوال در ذهن خطور کند که چه چیز را اعتراض می‌نامیم؟ و ذهن برای پیدا کردنِ پاسخ این سوال‌ها دست ما را می‌گیرد و به کوچه و خیابان می‌برد تا نشان‌مان دهد اعتراض چیست؟
اعتراض دادی‌ست مقابل بیدادِ زمان که حقی را سلب کرده و امکانی را که لایق او نیست به اختیار خود دراورده‌ست، اعتراض مرجعی دارد، شاکی و مخاطبی دارد که در کارزاری جمع می‌شوند تا کفه ترازو را به‌نفع خود سنگین کنند.
اغلب این اعتراضات از یک بسترِ طبقاتی برخوردار است، یعنی طیف یا صنفی از ساکنینِ جامعه شهروندی که به دنبال منافع خود هستند صدایشان را بلند می‌کنند و فریاد اعتراض سر می‌دهند، همانند اعتراضاتِ کسبه بازار تهران در تیرماه 1397 که نمونه‌ای کامل از یک اعتراضِ طبقاتی بود، چرا که این طیف جمع‌گرایانه حضوری مؤثر در دیگر شرایط بحرانی کشور نداشتند و بعضاً خود به بحران‌هایی که مردم را تحت تأثیر قرار می‌داد دامن می‌زدند، به‌طور مثال در اعتراضات دی‌ماه 1396 که زمینه‌ای معیشتی داشت کسبه بازار کوچکترین واکنشی نشان ندانند و حتی حاضر نشدند ساعتی به خاطر فشاری که مردم متحمل می‌شوند بازار را تعطیل کرده و در کنار مردم‌شان بایستند؛ از وجهِ دیگری که به اصل ماجرا یعنی اعتراض بازاریان نگاه می‌کنیم، این اعتراضات را بی‌محل می‌یابیم، چرا که اعتراض بازاریان جایی غیر از مشکل اساسی و اصلی را مورد خطاب قرار داد و صرفاً اعتراض به تجمعی دورهمی همراه با جُنگی پر از خنده و نشاط بدل شد که بعد از یک هفته و تثبیتِ قیمت‌های جدید در بازار آزاد و پذیرش شرایط توسط مردم، بازار به روال گذشته‌اش بازگشت و همه چیز به باد فراموشی سپرده شد؛ این نمونه‌ای کامل و واضح از یک اعتراضی بود که در سطحِ طبقه‌ای مشخص دنبال شد، طبقه‌ای که برای غیر خود صدایی بلند نمی‌کند و به دنبال تأمین منافع خود است، به‌همین دلیل مردم در کنار این اتفاق قرار نگرفتند، اما درست در نقطه مقابل یعنی اعتراضات دی‌ماه، مردم و دانشجویان و کارگران همه و همه دوشادوش یکدیگر ایستادند تا از حق #آزادی‌بیان، #معیشت و دیگر مطالبات حقیقی‌شان سخن بگویند و داد به عدالتخواهی سر دهند.
اما راهکار چیست؟ مسلماً وقتی همه طبقات فریادی برای سر دادن دارند باید کل را فراخواند تا به دغدغه‌های مردم پاسخ دهد، در اینجا نه یک سازمان درگیر است و نه یک وزارتخانه و نه حتی مجلس! در اینجا باید هر روزه حافظه تاریخی‌مان را مرور کنیم و از خود فرادهشی تاریخی نشان دهیم و بیرون خود ناظر شرایطی باشیم که هموطنان‌مان با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، اگر به ساده‌ترین شکل ممکن بخواهم این راهکار را تشریح کنم به دو مورد کلی خواهیم رسید:
1ـ عبور از نگرش موضوع‌محور به مسئله‌محور
2ـ عبور از زبان خاص به زبان عام
ـ تقریباً همه از اتفاقاتی که پیرامونمان رخ می‌دهد باخبریم (با توجه به عصرِ کنونی که رسانه‌ و بشر پیوندی عمیق با یکدیگر پیدا کرده‌اند) ولی واکنش‌ها نسبت به اخبارِ پیرامونمان متفاوت است، برخی خیلی ساده از موضوعات می‌گذرند و اتفاقاتی که بستر تحولاتِ بزرگی‌ست را با گذراندن چند صفحه از نظر می‌گذرانند و برخی هم به آن موضوعات فکر کرده و سعی می‌کنند تا با تأثیرگذاری خودشان معادله‌ای که شکل گرفته را تغییر دهند؛ صد البته که قسم دوم نگاهش را از جانب موضوع‌محوری به سوی مسئله‌محوری تغییر داده و سعی در دخالت دارد که این خود گشایشی‌ست برای فرد و مسئله تا بتوانند درآمیختگی از حس، تجربه و کنش و واکنش با یکدیگر داشته باشند و خود دنیای‌شان نسبت به آن موضوع را از نو بنا کنند.
ـ و اما زبان به‌عنوان رکن اساسی در بین انسان‌ها  و اصلی‌ترین وسیله برای برقراری ارتباطات نقش مهمی را برای بیان اعتراضات ایفا می‌کند، برای اینکه نوع بشر به یک مفاهمه‌ای واحد و منسجم برسند باید زبانی مشترک برای خود برگزینند، که قطعاً بعد از مسئله شدنِ موضوع این اتفاق روی می‌دهد؛ وقتی فردی موضوعی را در حد یک مسئله برای خود مهم بداند قطعا به اطلاعات و دانشی نیاز دارد که با آن مسئله ارتباط برقرار کند و چه چیز بهتر از اینکه با افرادِ درگیر بدان مسئله وارد مفاهمه شود، با طی کردن این سیکل به خودیِ خود فرد هم‌نوا با مسئله فردیت و منافع طبقاتی‌اش را کنار گذاشته و حال خود را بیرون از آن شخصیت تاریخی خود می‌یابد که به‌دنبال کمک به دیگری‌ست، این همان زبان عام است که هیچ شعار صنفی در خود راه نمی‌دهد ولی تمام طبقات را شامل می‌شود و نتیجه همگرایی، اجتماعاتِ کثیری‌ست که شعارشان نه برای خود بلکه برای "همه" است.


به امید صبح روشن ...

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علیرضا شیخ بابایی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :