تبلیغات
سلام بر آزادی - عزیمت ...
سلام بر آزادی
عدالت و مهرورزی
اعتقاد به معاد، سرچشمه همه آزادی‌های واقعی است. او را از اسارت و بندگی هوای نفس می‌رهاند و راه را برای آراستگی به اخلاق جاودانه و آزادی معنوی فراهم می‌كند (اسحاقی، 1384،‌ ص 135).

fb.com/alireza.SheykhBabaei

عزیمت ...

چهارشنبه 11 بهمن 1396

نویسنده: علیرضا شیخ‌بابایی | طبقه بندی:عمومی، 

نظام سرمایه داری در قرن 20 شاهد تحول و تغییراتِ شگرفی بود،  سالهایی که نظام سلطه (بمعنی متصرفانِ مسلط بر امکانات و طبقه حاکمه صاحب رأی) به دنبال تعریف تازه ای از روابطشان با جهانِ تحول خواهِ پیرامونش بود؛ تا با آن بتواند در ادامه راه ملت ها را تحت امر خود نگه دارد.
تغییر رویه ی نظامِ سرمایه داری از مدل ارباب-رعیتی به نظریه هایِ توسعه پایدار و پیمان نامه هایی که همان سنت قدیم سرمایه داران را جلوه ای قانون مدارانه میبخشید ،من جمله تغییرات این قرن بود ؛ این تغییرات از زمانی آغاز شد که جوامع کارگری و تحولخواه غربی (غرب جغرافیایی- اروپا،امریکا) از یکسو و ملتهای تحت سلطه از سویی دیگر همواره سعی به برهم زدن این نظم نوین را داشتند، اما تقابل با این دو توسط نظام سرمایه داری به یک شکل صورت نمیپذیرفت.
نظام سرمایه داری همیشه از جانب نظرات مخالف خارجِ مرزجغرافیاییش که بعضاً با منش و تفکرات خارج از مرز فکریش همراه میشد، مورد تهدید قرار میگرفت و آنرا بعنوان دشمنی بالقوه به ملت خود میشناساند ،که به دنبال مصادره موفقیت هایش است ، موفقیتهایی که طی سالهای متمادی در عرصه های علم و تکنولوژی (که جهانِ صنعتی غرب را رقم زد) و اقتصاد بدست آمده بود.
اما وضع در قبال مقابله نظام سلطه با مخالفانش در غرب ، همان سرزمینی که در ابتدای رقم خوردن تاریخ فردگرایی از دست صاحبان اصلیش درآورده بود ،فرق میکرد.
اگر بخواهیم لقب کنشگران انقلابی را در این عصر پست مدرن به ملتی اعطا کنیم ، قطع به یقین ،جوامع کارگری و تحولخواهِ غربی شایسته ی این عنوان میباشند؛ جوامعی که اعتراضشان محدود به خواسته های خود نمیشد و همواره منافع کارگران و مظلومانِ شرق جغرافیایی، جامعه ای که زیر چرخهای صنعتی شدن و پیشرفت درحال له شدن هستند را در نظر داشته اند. 
نظام سرمایه داری که صاحب کشورهای توسعه یافته دنیای جدیدند، مناسباتی را تدارک دید تا ممالک در حال توسعه و عقب مانده را بازهم به تسلط خود دربیاورد؛ به همین منظور از سال 1990 به بعد تلاش کرد با نشان دادن تغییر رویه ی خود بشکل نمادین ،به کشورهای درحال توسعه ثابت کند آنها هم لایق پیشرفت و توسعه اند ، این چرخش بصورت جدی و عملیاتی با نظریه ی "توسعه وابسته" فرناندو هنریکه آغاز شد، هنریکه در آن زمان خود خارج از منظومه ی قدرت قرار داشت و با طرح این تئوری ، نظام سرمایه داری با تدارک آشوبی در برزیل مقدمات بروی کار آمدن وی بعنوان 34مین رئیس جمهور برزیل را تدارک دید و طی سالهای (1995-2003) دولت غربگرای هنریکه در رأس امور قرار گرفت.
نظریه هنریکه و همفکرانِ وی شامل چند بخش اصلیست که آنها را با شرایط فعلی در جمهوری اسلامی مقایسه خواهیم کرد، فراموش نکنیم این اصول نسخه ای برای همراه شدن کشورهای در حال توسعه با نظام سرمایه داریست و طبعاً تقارن سیاستهای داخلی با آن ، الزامات همراهی با نظام سلطه را تأمین میکند:
  • وجود یک دولت مقتدر.
    اقتدارگرایی و به دنبال آن تکصدایی در یک کشور لازمه سوق به سوی هدفی مشخص است ؛ اما این تکصدایی جدا از وحدت کلمه ایست که ملت را به مثابه یک امت واحده در میآورد، این اقتدار منشأ و ملجأی غیر از مردم یعنی صاحبان اصلی انقلاب، دارد و آنچه شنیده میشود صدای طبقه حاکمه و جماعت بورژوازیست که به دنبال تأمین منافع خود است.
    برای اشراف بر این مورد ، نگاهی بیاندازید بر تسلط طبقه الیگارشی و فسادهای پی در پی آنها.
  • عدم فضای باز سیاسی و ممانعت از مشارکت عمومی در امور سیاسی.
    مشارکت مردم در جمهوری اسلامی تنها به حضور چهارسال درمیان و جوهری کردن انگشت اشاره شان در انتخاباتها خلاصه میشود ، نویسنده بخاطر ندارد جمهوری اسلامی تا به حال مجوزی برای ابراز اعتراضات مردمی داده باشد، بویژه در زمان کنونی که نیاز مبرم بدان داریم تا مردم صدایشان را فریاد بزنند.
    این ضعف بزرگی برای نظام فعلیست ، نظامی که در #اعتراضات_سراسری دیماه1396 شکست خورد و نشان  داد هیچ ظرفیتی برای شنیدن نظر مخالف ندارد و از همان روز اول معترضین را عوامل بیگانه معرفی کرد،کدام بیگانه؟در این مورد هنوز مسئولین اختلاف نظر دارند و یا بعضی خیال خود و بقیه را راحت کردند و از شرق و غرب عالم ، هر اسمی که بخاطر داشتند را دشمن و دخیل در اعتراضات معرفی کردند!
    اما به واسطه وجود شورای نگهبان که موارد انتخابی را در انتخابات به مهره های نظام الیگارشی محدود میکند، در سطح حاکمیت هیچ اختلاف نظر عمده ای نمیبینیم، و همه در استمرار وضع موجود اتفاق نظر داشته و تنها اختلافات بر سر سلایق است نه سیاست گذاریهای کلان.
  • نازل نگاه داشتن حقوق کارگران و دیگر مزدبگیران.
    بنابر اذعان نهادهای حاکمه ،کارگران از مستضعف ترین قشرها در کشورند، اما با علم بر این مطلب و ادعای طبقه حاکمه که خود را وارثین انقلاب1357 و فرزندان آن میدانند ، چرا تغییری در وضعیت معیشتی این عزیزان رخ نمیدهد؟ چرا بجای اینکه هر روز به امتیازات تأمین رفاهی این قشر افزوده شود ،کم میشود؟ اینها سوالات بنیادینی است که نسلهای امروز کارگری را با خود مواجه کرده است، نسل کارگرِ جوانِ امروز که چرخ اقتصادی این کشور را میچرخاند شاهد این است که نه تنها از پیشرفت مملکتش سهمی ندارد، بلکه حقوق ماهانه اش را هم چندماه درمیان به تعویق می اندازند، و به خود میگوید: " انقلاب برای چه بود؟ وقتی که کبریاطلبان با لباسی دیگر پرچم طاغوت را بدست گرفته اند و چپاول مردم را پیشه خود کرده اند." 
  • ترکیب سرمایه داخلی با سرمایه خارجی.
    منابع خام مثل نفت و گاز و یا معادن و ... از جمله سرمایه ی اصلی کشورهای در حال توسعه اند، منابعی که پایِ سرمایه گذاران خارجی را به داخل کشور باز میکند تا بر روی آنها سرمایه گذاری کنند، امری که در سالهای اخیر بدون مدیریت و نگاه کلان با سرعت بالا رو به افزایش است.
    ایران کشوری در حال توسعه است، و تنها با یک حساب دودوتا چهارتا میتوان فهمید که سرمایه گذاری بر روی صنایع داخلی ایران توسط سرمایه گذارانِ خارجی، امری که به وفور از زبان مسئولین شنیده می شود، کاریست بس عبس و بیهوده، که هیچ عقل سلیمی از سرمایه گذاران خارجی بر امکانِ سرمایه گذاری روی صنایع پیشرفته کشورهای توسعه یافته در مقابل کشورهایی از قبیل ایران به دلیل هزینه های بالای تولید و ... صحه نخواهد گذاشت؛ به همین دلیل تنها جذابیت برای سرمایه گذاران خارجی منابع طبیعی کشورمان است ،که سخت استقلال کشور را تهدید خواهد کرد. البته اگر استقلالی باشد!
  • تفویض قدرت به نخبگان تکنوکرات بجای برگزیدگان مردم.
    این مورد هم اظهر من الشمس است و برای اثباتش کافیست یکی از بخشهای خبری صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران را ببینید.
با تأمل به موارد فوق در میابیم که کشور مبتلابه بسیاری ازین اصول است که تهدیدی جدی برای استقلال و آزادی این کشور به حساب می آیند.
مقابله با این اصول نظام سلطه از راهی میسر نخواهد بود مگر پایبند بودن به استقلال ، آزادی و برقراری عدالت.
پ.ن : این یادداشت نگاهی گذرا به کلیتی بود که بر سر این کشور و تقابلش با نظام سلطه سایه انداخته است که در ادامه و یادداشت های بعدی سعی میکنم مفصل تر به هریک از بخشهای آن بپردازم.


به امید صبح روشن ...

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : علیرضا شیخ‌بابایی

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

  • علیرضا شیخ‌بابایی

    (147)

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :